دوره 12، شماره 3 - ( 9-1405 )                   جلد 12 شماره 3 صفحات 530-506 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Solanki S, Fahim T. Exploring the Effects of Neck Muscle Strengthening on Postural Control: A Systematic Review. J Sport Biomech 2026; 12 (3) :506-530
URL: http://biomechanics.iauh.ac.ir/article-1-454-fa.html
سولانکی شالینی، فهیم تابیش. بررسی اثرات تقویت عضلات گردن بر کنترل پاسچر: یک مرور نظام‌مند. مجله بیومکانیک ورزشی. 1405; 12 (3) :506-530

URL: http://biomechanics.iauh.ac.ir/article-1-454-fa.html


1- گروه فیزیوتراپی، دانشگاه جی دی جوئنکا، گورگرام، هاریانا، هند.
متن کامل [PDF 2107 kb]   (134 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (626 مشاهده)
متن کامل:   (263 مشاهده)
مقدمه
ستون فقرات گردنی نقش اساسی در حفظ پاسچر قائم، جهت‌دهی اطلاعات حسی و ایجاد کنترل عصبی–عضلانی در سراسر بخش فوقانی بدن دارد. عضلات عمقی گردن، به‌ویژه عضلات طویل گردنی، طویل سر و عضلات زیرپس‌سری، به‌عنوان تثبیت‌کننده‌ها و یکپارچه‌کننده‌های حسی عمل کرده و کنترل دقیق وضعیت و راستای سر را تسهیل می‌کنند (1). این عضلات در طول فعالیت‌های روزمره مانند مطالعه، استفاده از رایانه و سایر مشاغل همراه با وضعیت‌های ایستا، به‌طور مداوم فعال هستند. اعمال بار طولانی‌مدت یا فشارهای تکراری که به‌طور شایع در کارکنان اداری، جراحان و کاربران تلفن همراه مشاهده می‌شود، ممکن است منجر به ضعف عضلات گردنی، تغییرات پاسچر، اختلال در کنترل پاسچر و کاهش دقت حس عمقی شود (2، 3). کنترل پاسچر به یکپارچگی سیستم‌های بینایی، دهلیزی و حسی–پیکری وابسته است و ستون فقرات گردنی به‌عنوان یکی از منابع مهم حس عمقی در این فرآیند عمل می‌کند. گیرنده‌های مکانیکی موجود در عضلات گردن، بازخوردهای آوران ضروری را به سیستم عصبی مرکزی منتقل کرده و در تنظیم تعادل و جهت‌یابی فضایی نقش دارند (4). اختلالات حسی–حرکتی به‌ویژه در افراد دارای پاسچر سر به جلو (FHP) یا ناراحتی مداوم گردن مشاهده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که این افراد به‌تدریج وابستگی بیشتری به عضلات سطحی مانند عضله جناغی–چنبری–پستانی و بخش فوقانی عضله ذوزنقه‌ای پیدا می‌کنند که این امر موجب تقویت الگوهای پاسچرال نامناسب می‌شود (5). باباخانی و همکاران (6) نشان دادند که هایپرلوردوز گردنی تأثیر معناداری بر تعادل ایستا بر اساس اندازه‌گیری مرکز فشار (COP) ندارد؛ با این حال، زمان تثبیت (TTS) را به‌طور معناداری افزایش می‌دهد که نشان می‌دهد راستای ستون فقرات ممکن است بیشتر بر کنترل پاسچر پویا نسبت به کنترل پاسچر ایستا اثرگذار باشد.
پژوهش‌های تجربی و بالینی، تأثیر خستگی عضلات گردن بر راهبردهای کنترل حرکتی را برجسته کرده‌اند. مایلوناس و همکاران (7) گزارش کردند که بیماران مبتلا به درد مکانیکی گردن که در یک برنامه ترکیبی شامل تمرینات عصبی–عضلانی و موبیلیزاسیون بافت نرم به کمک ابزار شرکت کردند، در مقایسه با گروه کنترل، بهبودهای معناداری در زاویه جمجمه‌ای–مهره‌ای (CVA)، حس عمقی و ناتوانی گردن نشان دادند. همچنین، الگندی و همکاران (8) دریافتند که یک مداخله چندوجهی شامل تمرینات اصلاح پاسچر، تثبیت کتف و کینزیوتیپینگ، موجب بهبود معنادار راستای کتف، زاویه جمجمه‌ای–مهره‌ای و قدرت گرفتن دست در افراد دارای FHP شد. مطالعات مرتبط با محیط کار نیز نشان داده‌اند که اعمال بار مزمن بر ستون فقرات گردنی می‌تواند موجب اختلال عصبی–حرکتی و ناراحتی شود؛ با این حال، مداخلات ارگونومیک مانند اسکلت‌های بیرونی غیرفعال ممکن است این پیامدهای نامطلوب را کاهش دهند (3). یکی از چالش‌های اصلی در این حوزه، استفاده غیرهمسان از اصطلاحات تخصصی است. واژه‌هایی مانند قدرت و استقامت گاهی به‌صورت جایگزین به کار می‌روند، در حالی‌که این دو مفهوم بیانگر سازگاری‌های فیزیولوژیک متفاوتی هستند. استقامت ممکن است به مدت‌زمان تحمل فعالیت تا رسیدن به ناتوانی ارادی یا کاهش فرکانس فعالیت الکترومایوگرافی اشاره داشته باشد و می‌تواند شامل انقباضات ایزومتریک یا کانسنتریک باشد (9). این تفاوت‌ها، توسعه پروتکل‌های تمرینی دقیق و استاندارد را دشوار می‌سازد. علاوه بر این، پیچیدگی آناتومیکی عضلات گردنی، چالش‌های روش‌شناختی را افزایش می‌دهد؛ زیرا این عضلات در فضای محدود و متراکم قرار داشته و در صفحات حرکتی مختلف فعالیت می‌کنند، بنابراین ارزیابی اختصاصی هر عضله بدون استفاده از وضعیت‌دهی استاندارد و تعیین دقیق نقاط آناتومیکی دشوار است (10، 11).
بهبود قدرت و استقامت عضلات گردنی با افزایش راستای مناسب پاسچر، کاهش درد و کاهش خطر آسیب‌های سر و گردن همراه دانسته شده است (12، 13). درک سازوکارهایی که از طریق آن‌ها اختلال عملکرد عضلات گردنی بر تعادل اثر می‌گذارد، مبنای فیزیولوژیک لازم برای استفاده از مداخلات تقویتی را فراهم می‌کند. خستگی و ضعف عضلانی می‌توانند از طریق تغییر ورودی‌های آوران عصبی–عضلانی و کاهش یکپارچگی حسی–حرکتی، کنترل تعادل کل بدن را مختل کنند (14)؛ این اثرات در افراد مبتلا به اختلالات حاد یا مزمن ناحیه سر و گردن نیز مشاهده شده است (15، 16). وییلرم و همکاران (17) نشان دادند که خستگی عضلات گردنی موجب بازتنظیم وزن‌دهی اطلاعات حسی در فرآیند کنترل پاسچر شده و وابستگی به ورودی‌های حسی–پیکری از سطح کف پا، مچ پا و اطلاعات بینایی را افزایش می‌دهد. نادری و همکاران (18) گزارش کردند که هر دو پروتکل خستگی عملکردی و غیرعملکردی موجب کاهش تعادل پویا می‌شوند، اما خستگی غیرعملکردی کاهش بیشتری ایجاد می‌کند (21/39 درصد در مقایسه با 10/49 درصد در خستگی عملکردی) که نشان‌دهنده تأثیر متفاوت انواع خستگی بر پایداری پاسچر است. در مجموع، این یافته‌ها مبنای فیزیولوژیک قوی برای استفاده از مداخلات هدفمند تقویت و افزایش استقامت عضلات گردنی به‌منظور بهبود کنترل پاسچر و عملکردهای روزمره فراهم می‌کنند (19، 20).
روش شناسی
پروتکل پژوهش
این مطالعه به‌صورت یک مرور نظام‌مند طراحی شد و مطابق با دستورالعمل موارد ترجیحی گزارش‌دهی برای مرورهای نظام‌مند و فراتحلیل‌ها PRISMA 2020  انجام گرفت.
 جستجوی منابع و انتخاب مطالعات
پایگاه‌های اطلاعاتی الکترونیکی شامل PubMed، PEDro، EBSCOhost، ScienceDirect  و ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌شده کاکرین (Cochrane Central Register of Controlled Trials) به‌صورت نظام‌مند با استفاده از کلیدواژه‌های منفرد و ترکیبی مورد جستجو قرار گرفتند. در فرآیند جستجو، دستورالعملPRISMA-S  برای گزارش‌دهی جستجوهای منابع در مرورهای نظام‌مند رعایت شد. ترکیب‌های منطقی (Boolean) از اصطلاحات "neck muscle"، "fatigue" و "postural control"  برای شناسایی مطالعات مرتبط استفاده شدند. مطالعات در صورتی واجد شرایط ورود به مرور بودند که دارای یکی از طرح‌های کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده (RCT)، مطالعات کنترل‌شده یا مطالعات غیرتصادفی‌شده بوده، به زبان انگلیسی و در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ منتشر شده باشند. در مواردی که متن کامل مقالات به‌صورت مستقیم در دسترس نبود، از طریق تماس با نویسندگان مسئول، نسخه کامل مقاله دریافت شد. در مرحله نخست، عنوان و چکیده مقالات بررسی شد و سپس پژوهشگران با بحث و توافق جمعی، واجد شرایط بودن مطالعات را تعیین کردند. مطالعاتی که ارتباطی با اهداف این مرور نداشتند، حذف شدند. معیارهای ورود شامل الف) مطالعات منتشرشده به زبان انگلیسی، ب) کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌شده (RCT) و ج) مطالعاتی که شرکت‌کنندگان آن‌ها دارای اختلالات مرتبط با عملکرد گردن، خستگی عضلانی، ضعف عضلانی یا اختلال در کنترل پاسچر بودند. مطالعاتی که دارای موارد زیر بودند از مرور حذف شدند: مقالات تکراری، مطالعات غیرانگلیسی، مطالعات فاقد طراحی تصادفی یا کنترل‌شده، و پژوهش‌هایی که با متغیرهای موردنظر (عملکرد گردن یا کنترل پاسچر) ارتباط نداشتند. راهبردهای جستجوی جامع برای تمامی پایگاه‌های اطلاعاتی در جدول ۱ ارائه شده است.
 استخراج داده‌ها
پژوهشگران اطلاعات مربوط به نویسندگان، سال انتشار، ویژگی‌های شرکت‌کنندگان، مشخصات مداخلات، حجم نمونه و نتایج مطالعات را استخراج کردند. استخراج داده‌ها به‌صورت مستقل توسط سه پژوهشگر انجام شد و اختلاف‌نظرها با توافق برطرف گردید. همچنین، کیفیت روش‌شناختی مطالعات با استفاده از مقیاس معتبر PEDro  ارزیابی شد.
ارزیابی کیفیت روش‌شناختی
تمامی هفت مطالعه‌ای که در مرحله ارزیابی واجد شرایط بودن بررسی شدند، از نظر کیفیت روش‌شناختی و خطر سوگیری با استفاده از مقیاس پایگاه داده شواهد فیزیوتراپی ارزیابی شدند. محدودیت‌های روش‌شناختی شایع شناسایی‌شده بر اساس امتیازات PEDro  شامل نبود تخصیص پنهان و ناکافی بودن کورسازی شرکت‌کنندگان، درمانگران و ارزیابان پیامد بود. در مقابل، برخی معیارهای PEDro  در مطالعات واردشده به‌طور مداوم به‌خوبی رعایت شده بودند که شامل مقایسه‌پذیری اولیه گروه‌ها، پیگیری مناسب، تحلیل بر اساس قصد درمان، گزارش شاخص‌های تغییرپذیری و مقایسه‌های بین‌گروهی بود. خلاصه امتیازات PEDro مطالعات واردشده در جدول ۲ ارائه شده است.
نتایج
فرآیند انتخاب مقالات
جستجوی انجام‌شده در پایگاه‌های اطلاعاتی الکترونیکی، در مجموع ۴۱ رکورد را شناسایی کرد که شامل ۳ مقاله از ثبت مرکزی کارآزمایی‌های کنترل‌شده کاکرین (Cochrane Central Register of Controlled Trials)، ۱۴ مقاله از  EBSCOhost، ۱۰ مقاله از پایگاه شواهد فیزیوتراپی (PEDro)، ۲ مقاله از PubMed و ۱۲ مقاله از ScienceDirect بود. پس از حذف ۳ رکورد تکراری و حذف ۳۱ مطالعه که پس از بررسی عنوان، چکیده و متن کامل، معیارهای ورود به مطالعه را نداشتند، تعداد ۷ مطالعه برای ارزیابی کیفیت روش‌شناختی با استفاده از مقیاس PEDro وارد مرحله بررسی شدند. از میان این مطالعات، ۲ مطالعه امتیازی کمتر از آستانه از پیش تعیین‌شده ۵ در مقیاس PEDro کسب کرده و از تحلیل نهایی حذف شدند. در نهایت، ۵ مطالعه در سنتز نهایی وارد شدند. تمامی مطالعات واردشده، مقالات پژوهشی اصیل و داوری‌شده بودند که به زبان انگلیسی منتشر شده و مطابق با معیارهای ورود و خروج تعیین‌شده انتخاب شدند. فرآیند انتخاب مطالعات در شکل ۱ (نمودار جریان PRISMA) ارائه شده است.
ارزیابی روش‌شناختی مطالعات
مقیاس PEDro  شامل ۱۱ مؤلفه است که مؤلفه اول، روایی بیرونی مطالعه را ارزیابی می‌کند و در محاسبه امتیاز نهایی لحاظ نمی‌شود. ۱۰ مؤلفه باقی‌مانده به‌صورت «بله» (۱ امتیاز) یا «خیر» (۰ امتیاز) نمره‌دهی می‌شوند و در مجموع امتیازی از ۱۰ را تشکیل می‌دهند. مطالعاتی که امتیاز ۷ تا ۱۰ کسب کنند، دارای کیفیت روش‌شناختی بالا، مطالعات با امتیاز ۵ تا ۶ دارای کیفیت متوسط و مطالعات با امتیاز ۰ تا ۴ دارای کیفیت پایین در نظر گرفته می‌شوند (21). با توجه به چالش‌های عملی مرتبط با کورسازی شرکت‌کنندگان و درمانگران در پژوهش‌های توانبخشی، حداکثر امتیاز قابل دستیابی در مقیاس PEDro معمولاً به ۸ امتیاز محدود می‌شود (21). در مرور حاضر، امتیازات PEDro مطالعات بین ۵ تا ۸ متغیر بود که نشان‌دهنده کیفیت روش‌شناختی متوسط تا بالا در مطالعات واردشده است. چندین کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده، مداخلات مبتنی بر تمرین را برای اصلاح پاسچر سر به جلو و اختلالات مرتبط با عملکرد گردن بررسی کرده‌اند. لگندی و همکاران (8) بهبودهای معناداری در زاویه جمجمه‌ای–مهره‌ای، راستای کتف و قدرت گرفتن دست گزارش کردند و امتیاز ۷ از ۱۰ را در مقیاس PEDro کسب کردند که نشان‌دهنده کیفیت روش‌شناختی بالا است. همچنین، یقوبی‌تاجانی و همکاران (22) و مایلوناس و همکاران (7) پس از اجرای برنامه‌های تمرین اصلاحی و عصبی–عضلانی، نتایج مثبتی گزارش کردند و هر یک از مطالعات آن‌ها امتیاز ۶ از ۱۰ در مقیاس PEDro کسب کردند. هورر و همکاران (23) و پارک و لی (24) نیز نشان دادند که مداخلات پیلاتس بالینی و تقویت عضله ذوزنقه‌ای تحتانی می‌توانند موجب کاهش درد و بهبود راستای پاسچر شوند؛ هر دو مطالعه امتیاز ۵ از ۱۰ را در مقیاس PEDro به دست آوردند. در مقابل، مطالعات یاشا و همکاران (25) و پاواریا و کالرا (26) کیفیت روش‌شناختی پایین‌تری داشتند و هر یک امتیاز ۴ از ۱۰ در مقیاس PEDro دریافت کردند؛ بنابراین از سنتز نهایی حذف شدند. در مجموع، پنج مطالعه معیار ورود با امتیاز 5 PEDro ≥ را برآورده کردند که بیانگر کیفیت روش‌شناختی متوسط تا بالا بوده و شواهد نسبتاً مناسبی را در حمایت از مداخلات هدفمند تقویت عضلات گردن و بهبود پاسچر فراهم می‌کنند.
 جمعیت مورد مطالعه و مداخلات
ویژگی‌های مطالعات واردشده، شامل مشخصات شرکت‌کنندگان، پروتکل‌های مداخله، شرایط گروه کنترل و یافته‌های اصلی، در جدول ۳ خلاصه شده است. در مطالعات واردشده که به بررسی اصلاح پاسچر و توانبخشی گردن پرداخته بودند، مجموعاً حدود ۱۹۴ شرکت‌کننده حضور داشتند که شامل حداقل ۲۷ مرد و ۱۶۷ زن بودند. دامنه سنی شرکت‌کنندگان بین ۱۸ تا ۶۰ سال بود و بیشتر آن‌ها شامل کارکنان اداری یا افرادی با پاسچر سر به جلو، سندرم متقاطع فوقانی یا درد مکانیکی گردن بودند. پروتکل‌های مداخله عمدتاً بر بهبود راستای ستون فقرات گردنی، تثبیت کتف و کنترل عصبی–عضلانی تمرکز داشتند و شامل برنامه‌هایی مانند تمرینات اصلاحی پاسچر، تمرینات تثبیت‌کننده کتف، تمرینات مبتنی بر پیلاتس، کینزیوتیپینگ و موبیلیزاسیون بافت نرم به کمک ابزار بودند. جلسات تمرینی معمولاً ۳ تا ۴ بار در هفته به مدت ۴ تا ۸ هفته انجام شدند و مدت هر جلسه تقریباً ۳۵ تا ۶۵ دقیقه بود. در مجموع، این مطالعات نشان دادند که مداخلات تمرینی منظم و هدفمند می‌توانند موجب بهبود راستای پاسچر، افزایش استقامت عضلات گردن و کاهش پیامدهای مرتبط با درد شوند؛ به‌ویژه در افرادی که دارای سبک زندگی کم‌تحرک یا اختلالات پاسچرال بودند.
بحث
این مرور نظام‌مند شامل پنج کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده بود که در سنتز نهایی وارد شدند و نشان داد مداخلات هدفمند بر عضلات گردن و کتف، به‌طور کلی موجب بهبود پاسچر سر به جلو بر اساس زاویه جمجمه‌ای–مهره‌ای و همچنین بهبود پیامدهای بالینی مرتبط می‌شوند. پارک و لی (24) نشان دادند که افزودن برنامه تقویت عضله ذوزنقه‌ای تحتانی به تمرینات عمومی تثبیت‌کننده کتف و ستون فقرات توراسیک، در مقایسه با تمرینات تثبیتی به‌تنهایی، افزایش بیشتری در CVA و کاهش بیشتری در ناتوانی گردن ایجاد می‌کند. یعقوبی‌تاجانی و همکاران (22) گزارش کردند که برنامه تمرینات اصلاحی تحت نظارت آنلاین، به‌طور معناداری موجب کاهش درد گردن–شانه و بهبود زوایای پاسچر و قابلیت کاری شد، در حالی‌که تغییرات مشاهده‌شده در گروه تمرینات محیط کار بدون نظارت، حداقل بوده یا از نظر آماری معنادار نبود. این یافته‌ها با پژوهش‌های پیشین که نشان داده‌اند تمرینات درمانی و راهبردهای کمکی مانند نواربندی می‌توانند پاسچر سر به جلو را بهبود بخشند، همخوانی دارد؛ با این حال، مداخلات مبتنی بر تمرین به نظر می‌رسد اثربخشی بیشتری نسبت به نواربندی به‌تنهایی داشته باشند. به‌طور کلی، مطالعات بررسی‌شده به‌طور مداوم نشان دادند که برنامه‌های تمرینی ساختاریافته، که اغلب با روش‌های عصبی–عضلانی یا مداخلات حمایتی ترکیب شده‌اند، موجب بهبود CVA، راستای کتف، عملکرد عضلانی، درد و شاخص‌های ناتوانی می‌شوند.
یکی از الگوهای مهم مشاهده‌شده در این مطالعات، اثربخشی بیشتر مداخلات چندوجهی و تحت نظارت در مقایسه با روش‌های تک‌بعدی یا برنامه‌های بدون نظارت بود. الگندی و همکاران (8) نشان دادند که افزودن تمرینات تثبیت‌کننده کتف به برنامه اصلاح پاسچر، در مقایسه با تمرینات اصلاح پاسچر به‌تنهایی، موجب بهبود بیشتر CVA و استقامت عضلات عمقی گردن می‌شود. مایلوناس و همکاران (7) گزارش کردند که ترکیب موبیلیزاسیون بافت نرم به کمک ابزار (IASTM) با تمرینات عصبی–عضلانی، در مقایسه با ماساژ همراه با تمرینات، بهبود بیشتری در CVA و نمرات شاخص ناتوانی گردن (NDI) ایجاد کرد. این یافته‌ها نشان‌دهنده احتمال وجود اثر هم‌افزایی ناشی از ترکیب درمان‌های کمکی با تمرینات تقویتی است. روش‌هایی مانند نواربندی کینزیو، IASTM  و تمرینات مبتنی بر پیلاتس ممکن است با بهبود تحرک بافتی، ورودی‌های حس عمقی و کنترل عصبی–عضلانی، اثربخشی تمرینات اصلاحی را تقویت کنند. در مقابل، برنامه‌های تمرینی خانگی مستقل یا بدون نظارت، معمولاً بهبودهای محدودتری نشان دادند. همچنین، نحوه ارائه مداخله به نظر می‌رسد بر نتایج تأثیرگذار باشد. مطالعه‌ای که تمرینات تحت نظارت آنلاین را با تمرینات محیط کار مقایسه کرد، نشان داد شرکت‌کنندگانی که تحت نظارت از راه دور قرار داشتند، بهبود بیشتری در درد، زوایای پاسچر، قابلیت کاری و فعالیت عضلانی نشان دادند. اگرچه هر دو گروه نسبت به خط پایه بهبود داشتند، برخی پیامدهای اختصاصی، از جمله افزایش قابلیت کاری و کاهش بیش‌فعالی عضله ذوزنقه‌ای فوقانی، عمدتاً در گروه تحت نظارت آنلاین مشاهده شد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که نظارت، حتی در قالب مجازی، ممکن است پایبندی به تمرین، شدت اجرای حرکات و کیفیت حرکتی را در برنامه‌های اصلاحی افزایش دهد. این موضوع با شواهد موجود در حوزه توانبخشی از راه دور همخوانی دارد که نشان می‌دهند مداخلات تحت نظارت، چه به‌صورت آنلاین و چه حضوری، ممکن است به دلیل ارائه بازخورد و افزایش انگیزش، مزایای بیشتری نسبت به برنامه‌های بدون راهنمایی یا خوداجرا داشته باشند. بنابراین، برنامه‌های تمرینی تحت نظارت می‌توانند به‌عنوان یک گزینه ارزشمند، به‌ویژه در شرایطی که توانبخشی حضوری امکان‌پذیر نیست، مورد استفاده قرار گیرند.
برخی روش‌های تمرینی اختصاصی، مزایای ویژه‌ای را نشان دادند. تمرینات پیلاتس بالینی که بر تثبیت عضلات مرکزی و گردنی تمرکز دارند، در مقایسه با تمرینات خانگی معمولی، بهبودهای معنادار بیشتری در راستای پاسچر و استقامت عضلات خم‌کننده عمقی گردن ایجاد کردند، اگرچه میزان کاهش درد در هر دو گروه مشابه بود (23). در مطالعه مربوط به پیلاتس، بهبود زاویه جمجمه‌ای–مهره‌ای و استقامت عضلات خم‌کننده گردن در گروه پیلاتس به‌طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. همچنین، مطالعه بررسی‌کننده تمرینات تقویت عضله ذوزنقه‌ای تحتانی نشان داد که تنها گروهی که تمرینات اختصاصی این عضله را انجام دادند، افزایش معناداری در ضخامت عضله و میزان انقباض نشان دادند؛ این تغییرات با بهبود راستای پاسچر و کاهش ناتوانی همراه بود. این یافته‌ها نشان می‌دهد که هدف قرار دادن گروه‌های عضلانی اختصاصی، از جمله عضلات خم‌کننده عمقی گردن و عضلات تثبیت‌کننده کتف، در چارچوب تمرینات تثبیتی، ممکن است مزایای بیشتری برای اصلاح پاسچر نسبت به تمرینات تقویتی عمومی داشته باشد. برنامه‌های تمرینی تأکیدکننده بر تثبیت ستون فقرات و فعال‌سازی عضلات کتف، شامل تمرینات مبتنی بر پیلاتس و تقویت اختصاصی عضله ذوزنقه‌ای، به نظر می‌رسد رویکردهای مؤثری برای بهبود پاسچر سر به جلو باشند.
یافته‌های این مرور با مطالعات پیشین که ارتباط بین وضعیت سر و سلامت گردن را نشان داده‌اند، همخوانی دارد. مرورهای نظام‌مند نشان داده‌اند که افراد بزرگسال مبتلا به درد مزمن گردن، در مقایسه با افراد بدون درد گردن، معمولاً پاسچر سر به جلوی بیشتری دارند که با کاهش زاویه جمجمه‌ای–مهره‌ای مشخص می‌شود. لطفیان و همکاران (27) گزارش کردند که کاهش CVA، که نشان‌دهنده شدت بیشتر پاسچر سر به جلو است، به‌طور معناداری با افزایش نمرات ناتوانی گردن ارتباط دارد. بنابراین، بهبود CVA مشاهده‌شده در مطالعات واردشده در این مرور می‌تواند بخشی از کاهش درد و ناتوانی را توضیح دهد. برنامه‌های تمرینی اصلاحی که موجب بازگشت سر به موقعیت خلفی‌تر نسبت به شانه‌ها می‌شوند، ممکن است با کاهش فشار مکانیکی بر ساختارهای گردنی و بهبود تعادل عصبی–عضلانی، اثرات درمانی مطلوبی ایجاد کنند. پژوهش‌های پیشین نشان داده‌اند که زنان دارای پاسچر سر به جلو، در مقایسه با افراد فاقد این وضعیت، استقامت پایین‌تر عضلات بازکننده گردن و سطوح بالاتری از درد و ناتوانی دارند؛ موضوعی که اهمیت بالینی بهبود استقامت عضلانی و راستای پاسچر را برجسته می‌کند. در مجموع، یافته‌های این مرور و مطالعات پیشین نشان می‌دهند که تمرینات تقویتی و تثبیتی با هدف عضلات گردنی و کتف می‌توانند در بهبود پاسچر گردن و علائم مرتبط نقش داشته باشند. لی (2) گزارش کرد که پاسچر سر به جلو با اختلال در کنترل تعادل ایستا، شامل افزایش سرعت و مسافت نوسان مرکز فشار، همراه است؛ در حالی‌که اثر معناداری بر تعادل پویا مشاهده نشد. این یافته‌ها نشان می‌دهند که FHP ممکن است بر جنبه‌های خاصی از کنترل پاسچر، به‌ویژه ثبات ایستا، تأثیر بگذارد.
پیاایارد و نوئه (28) تأکید کردند که ارزیابی دقیق کنترل پاسچر نیازمند انتخاب مناسب روش‌های آزمون و متغیرهای مورد بررسی بر اساس جمعیت هدف و اهداف مطالعه است. بنابراین، ترکیب روش‌های ارزیابی مکانیکی، حسی و شناختی می‌تواند ارزیابی جامع‌تری از مؤلفه‌های حسی، مرکزی و حرکتی دخیل در حفظ ثبات پاسچر فراهم کند. چنگ و همکاران (29) مشاهده کردند که بیماران مبتلا به درد مزمن گردن، در حالت ایستادن آرام، دچار اختلال در ثبات پاسچر هستند. پس از ایجاد خستگی عضلات خم‌کننده گردن، هم افراد مبتلا به درد مزمن گردن و هم افراد جوان بدون علامت، برای محدود کردن نوسانات پاسچر و حفظ ثبات سر در برابر اغتشاشات خلفی، یک راهبرد کنترل سفت‌تر اتخاذ کردند. همچنین، هسو و همکاران (30) گزارش کردند که درد مزمن گردن با اختلال در کنترل پاسچر و تغییر الگوهای فعال‌سازی عضلات گردنی همراه است و خستگی اضافی عضلات خم‌کننده گردن می‌تواند بی‌ثباتی تعادل را افزایش داده و راهبردهای محافظتی کنترل عضلانی را طی حرکات اندام فوقانی تقویت کند. عبداله‌زاد و دانشمندی (31) نشان دادند که برنامه‌های تمرینی اصلاحی ساختاریافته با هدف سندرم متقاطع فوقانی می‌توانند راستای پاسچر و تعادل عضلانی را بهبود بخشند. در مجموع، این یافته‌ها نشان می‌دهند که تمرینات تقویت و افزایش استقامت عضلات خم‌کننده گردن می‌تواند جزء مهمی از راهبردهای توانبخشی با هدف بهبود ثبات پاسچر باشد.
یافته‌های این مرور نشان می‌دهد که برنامه‌های توانبخشی برای درد گردن و اختلالات پاسچر باید شامل تمرینات اختصاصی عضلات هدف و در صورت مناسب بودن، تکنیک‌های دستی کمکی تحت نظر متخصصان آموزش‌دیده باشند. درمانگران باید تمریناتی را در اولویت قرار دهند که عضلات خم‌کننده عمقی گردن و عضلات تثبیت‌کننده کتف را فعال می‌کنند، نه اینکه صرفاً به برنامه‌های عمومی خانگی یا مداخلات غیرفعال متکی باشند. استفاده از روش‌های کمکی مانند نواربندی کینزیو یا IASTM نشان می‌دهد که ترکیب تکنیک‌های دستی با تمرینات فعال ممکن است پیامدهای اصلاح پاسچر را بهبود دهد. علاوه بر این، شواهد موجود از امکان‌پذیری توانبخشی از راه دور حمایت می‌کند و نشان می‌دهد که برنامه‌های تمرینی آنلاین تحت نظارت می‌توانند پاسچر را بهبود داده و علائم را کاهش دهند، به‌ویژه در افرادی که دسترسی محدودی به مراکز درمانی دارند. اندازه‌گیری CVA و سایر شاخص‌های پاسچر می‌تواند به متخصصان در پایش روند توانبخشی کمک کند. توصیه می‌شود بیماران مشارکت منظم در تمرینات اصلاحی و برنامه‌های تثبیتی تحت نظارت داشته باشند. محدودیت‌های روش‌شناختی مطالعات واردشده، تفسیر نتایج این مرور را با احتیاط ضروری می‌سازد. تمامی مطالعات فاقد کورسازی دوگانه بودند، زیرا شرکت‌کنندگان و درمانگران از تخصیص گروهی آگاه بودند؛ موضوعی که ممکن است اثرات عملکردی یا دارونمایی ایجاد کرده باشد. کورسازی عمدتاً محدود به ارزیابان پیامد بود و چندین مطالعه اطلاعات کافی درباره تخصیص پنهان یا تحلیل بر اساس قصد درمان ارائه نکرده بودند. حجم نمونه مطالعات معمولاً محدود بود (حدود ۲۰ تا ۶۰ شرکت‌کننده در هر مطالعه)، که ممکن است قدرت آماری و تعمیم‌پذیری نتایج را کاهش داده باشد. همچنین، مدت مداخلات نسبتاً کوتاه و بین ۴ تا ۸ هفته بود و دوره‌های پیگیری نیز محدود بودند؛ بنابراین، پایداری بلندمدت بهبودهای پاسچر همچنان نامشخص است.
ناهمگونی در پروتکل‌های تمرینی و ابزارهای ارزیابی نیز مقایسه مستقیم بین مطالعات را محدود کرد. برای مثال، همه مطالعات از تعاریف یا روش‌های یکسان برای ارزیابی CVA و کنترل پاسچر استفاده نکرده بودند. علاوه بر این، بیشتر مطالعات شامل گروه‌های خاصی مانند کارکنان اداری یا افراد دارای ناهماهنگی ساژیتال گردن بودند که ممکن است تعمیم نتایج به جمعیت‌های گسترده‌تر مبتلا به درد گردن را محدود کند. پژوهش‌های آینده باید شامل کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌شده بزرگ‌تر و با طراحی دقیق‌تر و حجم نمونه کافی باشند تا اثربخشی مداخلات تقویت عضلات گردن را تأیید کنند. همچنین، استفاده از تخصیص پنهان، کورسازی ارزیابان پیامد و ثبت پیشینی پروتکل‌ها می‌تواند سوگیری‌های روش‌شناختی را کاهش دهد. طراحی‌های عاملی می‌توانند به تعیین اثر مستقل مؤلفه‌های مختلف مداخله، از جمله شدت تمرین، نواربندی و درمان دستی، کمک کنند. دوره‌های پیگیری طولانی‌تر نیز برای بررسی تداوم بهبودهای پاسچر در طول زمان ضروری هستند. استفاده از ارزیابی‌های بیومکانیکی عینی، مانند تحلیل حرکتی سه‌بعدی و الکترومایوگرافی، می‌تواند درک بهتری از نحوه تأثیر تمرینات تقویتی بر الگوهای فعال‌سازی عضلانی و راستای پاسچر فراهم کند. همچنین، مطالعات آینده باید مدل‌های تمرین از راه دور، راهبردهای افزایش پایبندی، مسیرهای مکانیسمی مرتبط با استقامت گردن و ثبات کتف، و تحلیل‌های هزینه–اثربخشی را بررسی کنند تا اجرای بالینی این یافته‌ها تسهیل شود. توجه به این حوزه‌ها می‌تواند شواهد موجود را تقویت کرده و به توسعه راهبردهای توانبخشی مؤثرتر برای بهبود پاسچر و عملکرد گردن کمک کند.
محدودیت‌های مطالعه
محدودیت‌های روش‌شناختی، شامل حجم نمونه‌های نسبتاً کوچک، مدت زمان کوتاه مداخلات و محدود بودن فرآیندهای کورسازی، ایجاب می‌کند که یافته‌های این مرور با احتیاط تفسیر شوند. پژوهش‌های آینده باید بر طراحی پروتکل‌های مداخله‌ای استاندارد، دوره‌های پیگیری طولانی‌تر و بررسی مکانیسم‌های زیربنایی مرتبط‌کننده مداخلات تقویت عضلات گردن با بهبود عملکردهای پاسچرال و حسی–حرکتی تمرکز کنند.
نتیجه‌گیری نهایی
این مرور نظام‌مند نقش بالقوه مداخلات تقویت عضلات گردن را در بهبود کنترل پاسچر و پیامدهای عملکردی برجسته می‌کند. در پنج کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده، مداخلات هدف‌گذاری‌شده بر عضلات گردنی و کتف، شامل تمرینات اصلاح پاسچر، تمرینات تثبیت‌کننده کتف، نواربندی کینزیو، پیلاتس بالینی، تقویت عضله ذوزنقه‌ای تحتانی و موبیلیزاسیون بافت نرم به کمک ابزار (IASTM)، بهبودهایی را در زاویه جمجمه‌ای–مهره‌ای، فعال‌سازی عضلانی، راستای پاسچر، درد و شاخص‌های ناتوانی گزارش کردند. مداخلات چندوجهی و تحت نظارت، به‌طور کلی بهبودهای بیشتری را در مقایسه با روش‌های تک‌بعدی یا بدون نظارت نشان دادند. برنامه‌هایی که تمرینات اصلاحی را با روش‌های کمکی مانند نواربندی کینزیو، IASTM  یا پیلاتس ترکیب کردند، در مقایسه با مداخلات تک‌روشی، مزایای بیشتری برای پاسچر و عملکرد نشان دادند. همچنین، اجرای برنامه‌های تحت نظارت، چه به‌صورت حضوری و چه از طریق پلتفرم‌های آنلاین، در مقایسه با برنامه‌های بدون نظارت با پایبندی بهتر و پیامدهای مطلوب‌تر همراه بود. این یافته‌ها بر اهمیت راهبردهای توانبخشی ساختاریافته، هدایت‌شده و متناسب با نیازهای فردی تأکید می‌کنند. شواهد موجود نشان می‌دهد که تقویت هدفمند عضلات گردنی و کتف ممکن است در مدیریت پاسچر سر به جلو، سندرم متقاطع فوقانی (UCS) و درد مزمن گردن مفید باشد. بهبود راستای پاسچر می‌تواند به کاهش درد و ناتوانی کمک کرده و عملکرد حسی–حرکتی و ظرفیت عملکردی کلی را ارتقا دهد. با این حال، شواهد فعلی همچنان مقدماتی است و توصیه‌های بالینی باید با در نظر گرفتن محدودیت‌های روش‌شناختی مطالعات موجود تفسیر شوند. در مجموع، تقویت عضلات گردنی، به‌ویژه زمانی که با راهبردهای اصلاحی چندوجهی ترکیب شده و تحت نظارت متخصصان ارائه شود، می‌تواند رویکردی امیدوارکننده برای بهبود پاسچر و پیامدهای عملکردی در افراد مبتلا به اختلالات گردنی باشد. با این وجود، انجام کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌شده بزرگ‌تر با طراحی دقیق‌تر، پروتکل‌های استاندارد و دوره‌های پیگیری بلندمدت، پیش از دستیابی به نتیجه‌گیری‌های قطعی ضروری است.

ملاحظات اخلاقی 
پیروی از اصول اخلاق پژوهش

تأییدیه اخلاقی برای این مرور نظام‌مند مورد نیاز نبود.
حامی مالی
نویسندگان هیچ‌گونه حمایت مالی برای انجام این مطالعه دریافت نکردند.
مشارکت نویسندگان
شالینی سولانکی، در طراحی و ایده‌پردازی مطالعه، جستجوی منابع، انتخاب مطالعات، استخراج داده‌ها، تحلیل و تفسیر یافته‌ها و تهیه نسخه اولیه مقاله مشارکت داشت. تابیش فهیم، در نظارت روش‌شناختی، بازبینی انتقادی مقاله، تفسیر نتایج و تأیید نهایی نسخه ارسالی مشارکت داشت. هر دو نویسنده نسخه نهایی مقاله را مطالعه و تأیید کردند. 
تعارض 
نویسندگان اعلام می‌کنند که هیچ‌گونه تعارض منافعی در ارتباط با این پژوهش ندارند.
نوع مطالعه: كاربردي | موضوع مقاله: عمومى
دریافت: 1404/8/5 | پذیرش: 1405/3/2 | انتشار: 1405/5/6

فهرست منابع
1. Falla D, O'Leary S, Farina D, Jull G. The change in deep cervical flexor activity after training is associated with the degree of pain reduction in patients with chronic neck pain. The Clinical Journal of Pain. 2012;28(7):628-634. [DOI:10.1097/AJP.0b013e31823e9378]
2. Lee JH. Effects of forward head posture on static and dynamic balance control. Journal of Physical Therapy Science. 2016;28(1):274-277. [DOI:10.1589/jpts.28.274]
3. Kim SY, Koo SJ. Effect of duration of smartphone use on muscle fatigue and pain caused by forward head posture in adults. Journal of Physical Therapy Science. 2016;28(6):1669-1672. [DOI:10.1589/jpts.28.1669]
4. Singla D, Veqar Z. Association between forward head, rounded shoulders, and increased thoracic kyphosis: a review of the literature. Journal of Chiropractic Medicine. 2017;16(3):220-229. [DOI:10.1016/j.jcm.2017.03.004]
5. Nejati P, Lotfian S, Moezy A, Nejati M. The relationship of forward head posture and rounded shoulders with neck pain in Iranian office workers. Medical Journal of the Islamic Republic of Iran. 2014;28:26.
6. Babakhani F, Hatefi M, Heydarian M, Barzegar M. Comparison of changes in center of pressure and time to stabilization in students with and without hyperlordosis. Journal of Sport Biomechanics. 2018;4(3):62-73. [DOI:10.32598/biomechanics.4.3.62]
7. Mylonas K, Angelopoulos P, Billis E, Tsepis E, Fousekis K. Combining targeted instrument-assisted soft tissue mobilization applications and neuromuscular exercises can correct forward head posture and improve the functionality of patients with mechanical neck pain: a randomized control study. BMC Musculoskeletal Disorders. 2021;22(1):212. [DOI:10.1186/s12891-021-04243-3]
8. Elgendy MH, Ghaffar MAA, Sabbahi SAE, Abutaleb EES, Elsayed SEB. Efficacy of head postural correction program on craniovertebral angle, scapular position, and dominant hand grip strength in forward head posture subjects: a randomized controlled trial. Physiotherapy Research International. 2024;29(3):e2093. [DOI:10.1002/pri.2093]
9. Vollestad NK. Measurement of human muscle fatigue. Journal of Neuroscience Methods. 1997;74(2):219-227. [DOI:10.1016/S0165-0270(97)02251-6]
10. Conley MS, Meyer RA, Bloomberg JJ, Feeback DL. Noninvasive analysis of human neck muscle function. Spine. 1995;20(23):2505-2512. [DOI:10.1097/00007632-199512000-00009]
11. Javanshir K, Amiri M, Mohseni-Bandpei MA, Rezasoltani A, Fernández-de-las-Peñas C. Ultrasonography of the cervical muscles: a critical review of the literature. Journal of Manipulative and Physiological Therapeutics. 2010;33(8):630-637. [DOI:10.1016/j.jmpt.2010.08.016]
12. Falla D, Jull G, Hodges P, Vicenzino B. An endurance-strength training regime is effective in reducing myoelectric manifestations of cervical flexor muscle fatigue in patients with chronic neck pain. Clinical Neurophysiology. 2006;117(4):828-837. [DOI:10.1016/j.clinph.2005.12.025]
13. Lavallee AV, Ching RP, Nuckley DJ. Developmental biomechanics of neck musculature. Journal of Biomechanics. 2013;46(3):527-534. [DOI:10.1016/j.jbiomech.2012.09.029]
14. Schieppati M, Nardone A, Schmid M. Neck muscle fatigue affects postural control in man. Neuroscience. 2003;121(2):277-285. [DOI:10.1016/S0306-4522(03)00439-1]
15. Guskiewicz KM, Ross SE, Marshall SW. Postural stability and neuropsychological deficits after concussion in collegiate athletes. Journal of Athletic Training. 2001;36(3):263-273.
16. Yoganandan N, Pintar FA, Maiman DJ, Cusick JF, Sances A, Walsh PR. Human head-neck biomechanics under axial tension. Medical Engineering and Physics. 1996;18(4):289-294. [DOI:10.1016/1350-4533(95)00054-2]
17. Vuillerme N, Pinsault N, Vaillant J. Postural control during quiet standing following cervical muscular fatigue: effects of changes in sensory inputs. Neuroscience Letters. 2005;378(3):135-139. [DOI:10.1016/j.neulet.2004.12.024]
18. Naderi S, Naserpour H, Mohammadi-Pour F, Amir-Seyfaddini M. A comparative study on the effects of functional and non-functional fatigue protocols on dynamic balance of amateur basketball players. Journal of Sport Biomechanics. 2019;5(3):168-177. [DOI:10.32598/biomechanics.5.3.4]
19. Shumway-Cook A, Horak FB. Assessing the influence of sensory interaction on balance: suggestions from the field. Physical Therapy. 1986;66(10):1548-1550. [DOI:10.1093/ptj/66.10.1548]
20. Winter DA. Human balance and posture control during standing and walking. Gait & Posture. 1995;3(4):193-214. [DOI:10.1016/0966-6362(96)82849-9]
21. Maher CG, Sherrington C, Herbert RD, Moseley AM, Elkins M. Reliability of the PEDro scale for rating quality of randomized controlled trials. Physical Therapy. 2003;83(8):713-721. [DOI:10.1093/ptj/83.8.713]
22. Yaghoubitajani Z, Gheitasi M, Bayattork M, Andersen LL. Corrective exercises administered online vs at the workplace for pain and function in office workers with upper crossed syndrome: randomized controlled trial. International Archives of Occupational and Environmental Health. 2022;95(8):1703-1718. [DOI:10.1007/s00420-022-01859-3]
23. Hurer C, Angin E, Tuzun EH. Effectiveness of clinical Pilates and home exercises in sagittal cervical disorientation: randomized controlled study. Journal of Comparative Effectiveness Research. 2021;10(5):365-380. [DOI:10.2217/cer-2020-0186]
24. Park SH, Lee MM. Effects of lower trapezius strengthening exercises on pain, dysfunction, posture alignment, muscle thickness and contraction rate in patients with neck pain: randomized controlled trial. Medical Science Monitor. 2020;26:e920208. [DOI:10.12659/MSM.920208]
25. Yaşa ME, Ün Yıldırım N, Demir P. The effects of a 6-week balance training in addition to conventional physiotherapy on pain, postural control, and balance confidence in patients with cervical disc herniation: a randomized controlled trial. Somatosensory & Motor Research. 2021;38(1):60-67. [DOI:10.1080/08990220.2020.1845136]
26. Pawaria S, Kalra S. Effect of deep cervical flexor training on respiratory functions in chronic neck pain patients with forward head posture. International Journal of Research in Pharmaceutical Sciences. 2020;11(4):5287-5292. [DOI:10.26452/ijrps.v11i4.3146]
27. Lotfian S, Fesharaki MJ, Shahabbaspour Z, Akbarzadeh H, Moezy A. The impact of forward head posture on neck muscle endurance and thickness in women with chronic neck pain: a cross-sectional study. BMC Musculoskeletal Disorders. 2025;26(1):468. [DOI:10.1186/s12891-025-08705-w]
28. Paillard T, Noé F. Techniques and methods for testing the postural function in healthy and pathological subjects. BioMed Research International. 2015;2015:891390. [DOI:10.1155/2015/891390]
29. Cheng CH, Chien A, Hsu WL, Yen LW, Lin YH, Cheng HY. Changes of postural control and muscle activation pattern in response to external perturbations after neck flexor fatigue in young subjects with and without chronic neck pain. Gait & Posture. 2015;41(3):801-807. [DOI:10.1016/j.gaitpost.2015.02.007]
30. Hsu WL, Chen CP, Nikkhoo M, Lin CF, Ching CT, Niu CC, et al. Fatigue changes neck muscle control and deteriorates postural stability during arm movement perturbations in patients with chronic neck pain. The Spine Journal. 2020;20(4):530-537. [DOI:10.1016/j.spinee.2019.10.016]
31. Abdolahzad M, Daneshmandi H. The effect of an 8-week NASM corrective exercise program on upper crossed syndrome. Journal of Sport Biomechanics. 2019;5(3):156-167. [DOI:10.32598/biomechanics.5.3.3]

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیومکانیک ورزشی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY 4.0 | Journal of Sport Biomechanics

Designed & Developed by : Yektaweb