دوره 12، شماره 3 - ( 9-1405 )                   جلد 12 شماره 3 صفحات 459-438 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Bodake P, Welling A, Gurudut P, Kage V. Development of EMG-Guided Exercise Protocol (SCAP-SYNC) for Targeting Scapular Dyskinesia in Swimmers. J Sport Biomech 2026; 12 (3) :438-459
URL: http://biomechanics.iauh.ac.ir/article-1-501-fa.html
بوداکه پرادنیا راملینگ، ولینگ آرتی، گورودوت پیوشا، کاگه ویجای. توسعه پروتکل تمرینی هدایت‌شده با الکترومایوگرافی (SCAP-SYNC) برای هدف‌گیری دیس‌کینزی کتف در شناگران. مجله بیومکانیک ورزشی. 1405; 12 (3) :438-459

URL: http://biomechanics.iauh.ac.ir/article-1-501-fa.html


1- گروه فیزیوتراپی ارتوپدی، مؤسسه فیزیوتراپی KAHER، نهرو ناگار، بلاگاوی، ایالت کارناتاکا، هند.
2- گروه فیزیوتراپی ارتوپدی، مؤسسه فیزیوتراپی KLE، بلاگاوی، ایالت کارناتاکا، هند.
متن کامل [PDF 2018 kb]   (182 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (551 مشاهده)
متن کامل:   (118 مشاهده)
مقدمه
دیسکینزی کتف به حرکت یا وضعیت غیرطبیعی استخوان کتف (اسکاپولا) در هنگام حرکات شانه اطلاق می‌شود و به دلیل ماهیت تکراری حرکات بالای سر در ورزش شنا، در میان شناگران رقابتی به‌طور شایع مشاهده می‌شود (1–3). در حالی که دیس‌کینزی علامت‌دار به علت ارتباط آن با درد و اختلال عملکرد مورد توجه بالینی قرار می‌گیرد، دیس‌کینزی بدون علامت، که در آن الگوی حرکتی غیرطبیعی کتف بدون وجود درد رخ می‌دهد، اغلب تشخیص داده نمی‌شود؛ با این حال، این وضعیت می‌تواند به مرور زمان به آسیب علامت‌دار تبدیل شده و عملکرد ورزشی را تحت تأثیر منفی قرار دهد (1، 2).
از دیدگاه بیومکانیکی، کتف به‌عنوان یک پایه پویا و در عین حال پایدار برای حرکت استخوان بازو عمل می‌کند و تحرک و پایداری لازم را برای عملکرد بهینه کمربند شانه‌ای و اندام فوقانی فراهم می‌سازد (1). شناگران هر هفته هزاران حرکت بالای سر را در شنای کرال سینه، پروانه و کرال پشت انجام می‌دهند که این امر فشارهای تکراری قابل توجهی را بر عضلات اسکاپولوتوراسیک وارد می‌کند (4، 5). این حرکات تکراری می‌توانند موجب عدم تعادل عضلانی، خستگی و اختلال عملکرد عضلات پایدارکننده کتف شوند و در نتیجه ورزشکاران را مستعد ابتلا به دیس‌کینزی کتف کنند (1، 6). مطالعات اپیدمیولوژیک نشان داده‌اند که شیوع دیس‌کینزی کتف در شناگران بسیار متغیر است و میزان آن از 8/5 درصد تا 61 درصد در حین یا بلافاصله پس از جلسات تمرینی گزارش شده است (3، 7). همچنین، دیس‌کینزی بدون علامت به‌طور مکرر در شناگران نخبه جوان مشاهده شده و شیوع آن در مردان و شناگران استقامتی بیشتر گزارش شده است (3).
تغییر در سینماتیک کتف می‌تواند انتقال طبیعی نیرو در مجموعه شانه را مختل کرده و موجب کاهش کارایی حرکت شنا، برهم خوردن بیومکانیک طبیعی و افزایش خطر بروز آسیب‌های ثانویه از جمله سندرم گیر افتادگی شانه، تندینوپاتی عضلات روتاتورکاف و ناپایداری مفصل گلنوهومرال شود که در مجموع با عنوان «شانه شناگر» شناخته می‌شوند (6، 8). از این رو، شناسایی زودهنگام و مداخله به‌موقع برای جلوگیری از پیشرفت دیس‌کینزی بدون علامت به اختلالات دردناک و افت عملکرد ورزشی ضروری است (9). روش‌های متداول غربالگری دیس‌کینزی کتف که عمدتاً بر ارزیابی مشاهده‌ای یا آزمون‌های دستی متکی هستند، ممکن است در شناسایی عدم تعادل‌های عضلانی ظریف یا پویا حساسیت کافی نداشته باشند (1، 2). الکترومایوگرافی سطحی روشی عینی و کمی برای ارزیابی الگوهای فعال‌سازی عضلات در زمان واقعی و طی فعالیت‌های عملکردی فراهم می‌کند. این فناوری به متخصصان بالینی و مربیان امکان می‌دهد تا عضلات کم‌فعال یا بیش‌فعال دخیل در کنترل کتف را با دقت بیشتری شناسایی کنند (10، 11) و در نتیجه، برنامه‌های توان‌بخشی اختصاصی را بر اساس عملکرد عصبی‌عضلانی، نه صرفاً بر پایه مشاهدات بالینی، طراحی کنند (10).
ادغام راهبردهای توان‌بخشی مبتنی بر الکترومایوگرافی در برنامه‌های تمرینی و بازتوانی شناگران می‌تواند مزایای متعددی به همراه داشته باشد. این رویکردها علاوه بر افزایش قدرت و استقامت عضلات پایدارکننده کتف، ممکن است کنترل و هماهنگی عصبی‌عضلانی را نیز بهبود بخشند؛ عواملی که برای اجرای کارآمد تکنیک شنا و پیشگیری از آسیب ضروری هستند (4، 9). بهبود وضعیت و الگوی حرکت کتف می‌تواند انتقال مؤثرتر نیرو را تسهیل کرده و در عین حال، بارگذاری جبرانی بیش از حد بر عضلات را که از عوامل اصلی آسیب‌های ناشی از استفاده بیش از حد در شناگران است، کاهش دهد (5، 11). افزون بر این، استفاده از بازخورد زیستی مبتنی بر الکترومایوگرافی در تمرینات، امکان طراحی برنامه‌های توان‌بخشی متناسب با نارسایی‌های عصبی‌عضلانی هر ورزشکار را فراهم می‌کند و در نتیجه می‌تواند اثربخشی مداخلات توان‌بخشی را افزایش دهد (10). اهمیت تشخیص زودهنگام و مداخله در دیس‌کینزی بدون علامت را نباید نادیده گرفت. اصلاح عدم تعادل‌های عضلانی پیش از بروز علائم می‌تواند به حفظ عملکرد ورزشی و کاهش زمان دوری از ورزش ناشی از آسیب کمک کند (2، 9). همچنین، بهبود عملکرد عضلات کتف و بیومکانیک شانه ممکن است موجب افزایش استقامت و توان تولید نیرو در حین رقابت شود (4، 5). با توجه به این ملاحظات، غربالگری منظم شناگران نخبه و سایر ورزشکاران رشته‌های دارای حرکات مکرر بالای سر با استفاده از ارزیابی‌های عملکردی همراه با الکترومایوگرافی، باید به‌عنوان بخشی از اقدامات رایج در پزشکی ورزشی مدنظر قرار گیرد (1، 10). چنین رویکردی می‌تواند اجرای به‌موقع مداخلات پیشگیرانه هدفمند را تسهیل کرده و در نهایت به کاهش بروز اختلالات علامت‌دار شانه و ارتقای سلامت کلی این مفصل منجر شود (8، 9). پژوهش‌های آینده باید اثربخشی بلندمدت پروتکل‌های توان‌بخشی هدایت‌شده با الکترومایوگرافی را بر پیامدهای عملکردی، میزان بروز آسیب و کیفیت زندگی بررسی کنند. همچنین، انجام مطالعاتی که از تحلیل‌های پیشرفته بیومکانیکی و شاخص‌های عملکردی نظیر سرعت شنا و کارایی سیکل شنا استفاده می‌کنند، می‌تواند شواهد قوی‌تری درباره اهمیت بالینی این رویکرد فراهم آورد. چنین پژوهش‌هایی نقش توان‌بخشی مبتنی بر الکترومایوگرافی را در شناگران رقابتی روشن‌تر ساخته و می‌تواند مبنایی برای طراحی پروتکل‌های مشابه در سایر ورزش‌های دارای حرکات تکراری بالای سر با نیازهای عصبی‌عضلانی مشابه فراهم کند (4، 5، 9). با توجه به شیوع بالای دیس‌کینزی کتف در میان شناگران رقابتی و محدودیت‌های رویکردهای متداول توان‌بخشی، نیاز به پروتکل‌های تمرینی مبتنی بر شواهد که به‌طور اختصاصی نارسایی‌های عصبی‌عضلانی مرتبط با این اختلال را هدف قرار دهند، احساس می‌شود. بنابراین، هدف این مطالعه، تدوین یک پروتکل تمرینی هدایت‌شده با الکترومایوگرافی با عنوان SCAP-SYNC  بود که از طریق شناسایی تمرینات تثبیت‌کننده کتف با بیشترین میزان فعال‌سازی عضلات کلیدی پایدارکننده کتف، برای شناگران مبتلا به دیس‌کینزی یک‌طرفه و بدون علامت کتف طراحی شده است.
روش شناسی
 طرح مطالعه و شرکت‌کنندگان
این مطالعه با هدف تدوین یک پروتکل تمرینی هدایت‌شده با الکترومایوگرافی برای شناگران مبتلا به دیس‌کینزی بدون علامت کتف انجام شد. تأییدیه اخلاقی از کمیته اخلاق پژوهشی مؤسسه (شماره 897) اخذ شد و پیش از ورود به مطالعه، رضایت‌نامه آگاهانه کتبی از تمامی شرکت‌کنندگان مطابق با اصول بیانیه هلسینکی و دستورالعمل‌های اخلاقی مؤسسه دریافت گردید. همچنین، این مطالعه در سامانه ثبت کارآزمایی‌های بالینی هند با شماره CTRI/2025/01/079223  به ثبت رسید. در مجموع، 18 شناگر مرد رقابتی با دامنه سنی 19 تا 23 سال که مبتلا به دیس‌کینزی یک‌طرفه و بدون علامت کتف بودند، در این مطالعه شرکت کردند (13). تمامی شرکت‌کنندگان حداقل سه سال سابقه شنا در سطح رقابتی داشتند و به‌طور معمول هفته‌ای 6 تا 7 جلسه تمرین، هر جلسه به مدت تقریبی 1 تا 2 ساعت، انجام می‌دادند. این مطالعه در مرکز پیشرفته فیزیوتراپی، آزمایشگاه تحلیل راه‌رفتن، بیمارستان  KLE، شهر بلاگاوی، هند، در فاصله زمانی اکتبر 2024 تا مارس 2025 انجام شد. افرادی که سابقه شکستگی شانه، دررفتگی شانه، آسیب شلاقی گردن، حساسیت پوستی، عفونت فعال پوستی، حساسیت به ژل رسانای الکترومایوگرافی یا هرگونه بیماری تروماتیک یا سیستمیک مؤثر بر مشارکت در مطالعه یا نتایج آن را داشتند، از مطالعه کنار گذاشته شدند. حجم نمونه با استفاده از نرم‌افزار G*Power (نسخه 3.1، دانشگاه هاینریش هاینه، دوسلدورف، آلمان) و بر اساس طرح مقایسه زوجی برآورد شد. محاسبات با در نظر گرفتن سطح معنی‌داری دوطرفه 0/05 و توان آماری 80 درصد انجام شد. بر اساس اندازه اثر گزارش‌شده در مطالعات پیشین که فعال‌سازی عضلات پایدارکننده کتف را در ورزشکاران رشته‌های دارای حرکات بالای سر بررسی کرده بودند، حداقل حجم نمونه مورد نیاز 16 نفر برآورد شد. به‌منظور جبران ریزش احتمالی نمونه‌ها و ثبت‌های ناقص الکترومایوگرافی، حجم نمونه حدود 10 درصد افزایش یافت و در نهایت 18 شرکت‌کننده وارد مطالعه شدند. تمامی شرکت‌کنندگان مطالعه را تا پایان تکمیل کردند.
 ثبت الکترومایوگرافی
برای ثبت فعالیت عضلات اصلی پایدارکننده کتف از الکترومایوگرافی سطحی استفاده شد. الکترودها مطابق با دستورالعمل‌های SENIAM  بر روی عضلات ذوزنقه‌ای فوقانی، ذوزنقه‌ای میانی، ذوزنقه‌ای تحتانی، دندانه‌ای قدامی، تحت‌خاری، رومبوئید و پشتی بزرگ، در هر دو سمت بدن نصب شدند (شکل‌های 1الف و 1ب) (14). سیگنال‌های خام الکترومایوگرافی در هنگام اجرای تمرین‌های تعیین‌شده توسط شرکت‌کنندگان ثبت شدند. فعالیت عضلانی در هر دو سمت مبتلا و غیرمبتلا ارزیابی شد تا تفاوت‌های الگوی به‌کارگیری عضلات مرتبط با دیس‌کینزی یک‌طرفه کتف بررسی شود.
روش اجرای مطالعه
پس از غربالگری و اخذ رضایت‌نامه آگاهانه، اطلاعات دموگرافیک شرکت‌کنندگان ثبت شد و ارزیابی اولیه انجام گرفت. وجود دیس‌کینزی یک‌طرفه کتف با استفاده از آزمون لغزش جانبی کتف تأیید شد (15). پس از نصب الکترودها، شرکت‌کنندگان 15 تمرین رایج تثبیت‌کننده کتف و شانه را اجرا کردند. هر تمرین سه بار انجام شد و بیشترین مقدار اوج فعالیت عضلانی حاصل از سه تکرار برای تحلیل انتخاب شد (4). نمونه‌هایی از نحوه اجرای تمرین‌ها در شکل‌های 2 و 3 ارائه شده است. این روش استاندارد ارزیابی، امکان سنجش عینی میزان فعال‌سازی عضلات پایدارکننده کتف را فراهم کرد و مبنایی برای شناسایی تمرین‌هایی بود که بیشترین پاسخ عصبی‌عضلانی را ایجاد می‌کردند.
 

 تدوین پروتکل
به‌منظور شناسایی مؤثرترین تمرین‌های تثبیت‌کننده کتف در شناگران مبتلا به دیس‌کینزی بدون علامت کتف، 15 تمرین متداول تثبیت‌کننده کتف و شانه با استفاده از الکترومایوگرافی سطحی مورد ارزیابی قرار گرفتند. فعالیت عضلات ذوزنقه‌ای فوقانی، ذوزنقه‌ای میانی، ذوزنقه‌ای تحتانی، دندانه‌ای قدامی، پشتی بزرگ، تحت‌خاری و رومبوئید در طول اجرای هر تمرین ثبت شد. داده‌های الکترومایوگرافی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند تا مشخص شود کدام تمرین‌ها بیشترین میزان فعال‌سازی عضلات هدف را ایجاد می‌کنند. انتخاب تمرین‌ها بر اساس میزان فعال‌سازی عضلات، معنی‌داری آماری و اندازه اثر انجام شد. پنج تمرین الگوی فعال‌سازی عضلانی مطلوب‌تری نشان دادند و بنابراین برای گنجاندن در پروتکل SCAP-SYNC انتخاب شدند. این تمرین‌ها شامل شنا سوئدی پلاس، شنا سوئدی آرنج-زانو، تمرین چمن‌زن، تمرین بلکبرن و تمرین دمبل وی-دبلیو بودند. پانزده تمرین ارزیابی‌شده در مطالعه حاضر در جدول 1 خلاصه شده‌اند.
بر اساس یافته‌های الکترومایوگرافی، پنج تمرینی که بیشترین میزان فعال‌سازی عضلات پایدارکننده کتف را ایجاد کردند، در پروتکل SCAP-SYNC  گنجانده شدند. این پروتکل به‌عنوان یک برنامه تمرینی پیشرونده عصبی‌عضلانی طراحی شد که هدف آن بهبود کنترل کتف، استقامت عضلانی و بیومکانیک شانه در شناگران مبتلا به دیس‌کینزی کتف است. انجام تمرین‌ها سه بار در هفته و به مدت 6 تا 8 هفته توصیه می‌شود و روند پیشرفت تمرین‌ها بر اساس کیفیت اجرای حرکت و میزان تحمل فرد تنظیم می‌شود. پروتکل SCAP-SYNC  با شماره LD-20260186297  به ثبت حقوق مالکیت فکری رسیده است. نسخه نهایی پروتکل SCAP-SYNC  که بر اساس تحلیل داده‌های الکترومایوگرافی تدوین شده است، در جدول 2 ارائه شده است.
 متغیرهای مورد ارزیابی
از آنجا که این مطالعه با هدف تدوین پروتکل انجام شد، تمامی متغیرهای مورد بررسی تنها در یک جلسه ارزیابی اولیه اندازه‌گیری شدند. هیچ ارزیابی پس از مداخله انجام نشد، زیرا هدف اصلی مطالعه، شناسایی تمرین‌هایی بود که بیشترین میزان فعال‌سازی عضلات پایدارکننده کتف را برای طراحی پروتکل ایجاد می‌کنند.
 آزمون لغزش جانبی کتف
برای تأیید وجود دیس‌کینزی یک‌طرفه کتف از آزمون لغزش جانبی کتف (ضریب همبستگی درون‌طبقه‌ای = 0.95) استفاده شد. اندازه‌گیری‌ها در هر دو سمت بدن و در سه وضعیت استاندارد انجام شدند: (1) بازوها در کنار بدن و در حالت استراحت، (2) قرار دادن دست‌ها روی لگن همراه با حدود 45 درجه دورشدگی شانه، و (3) دورشدگی 90 درجه شانه همراه با چرخش داخلی. اختلاف بیش از 1.5 سانتی‌متر بین دو سمت، به‌عنوان شاخص وجود دیس‌کینزی کتف در نظر گرفته شد (15).
الکترومایوگرافی سطحی
برای ارزیابی فعالیت عضلات ذوزنقه‌ای فوقانی، ذوزنقه‌ای میانی، ذوزنقه‌ای تحتانی، دندانه‌ای قدامی، پشتی بزرگ، تحت‌خاری و رومبوئید در حین اجرای تمرین‌ها از الکترومایوگرافی سطحی (ضریب همبستگی درون‌طبقه‌ای = 0.97) استفاده شد. الکترودهای دوقطبی سطحی مطابق با دستورالعمل‌های SENIAM بر روی عضلات مورد نظر نصب شدند و مقادیر اوج فعالیت عضلانی به‌دست‌آمده در هر تمرین، برای تحلیل و مقایسه بین سمت مبتلا و سمت غیرمبتلا مورد استفاده قرار گرفت.
نتایج
ویژگی‌های شرکت‌کنندگان در جدول ۳ ارائه شده است. تمامی شرکت‌کنندگان این پژوهش، شناگران مرد رقابتی با دامنه سنی ۱۹ تا ۲۳ سال بودند. میانگین سابقه فعالیت در شنا 1.94 ± 6.83 سال و میانگین تعداد جلسات تمرین هفتگی آنان 1.38 ± 4.50 جلسه بود. به‌طور کلی، نمونه مورد مطالعه شامل گروهی از شناگران جوان، فعال و دارای سابقه رقابت در شنا بود. به‌منظور بررسی فعالیت عضلات پایدارکننده کتف، الکترومایوگرافی سطحی در حین اجرای ۱۵ تمرین متداول تثبیت‌کننده کتف انجام شد. الکترودهای سطحی بر روی عضلات ذوزنقه‌ای فوقانی، ذوزنقه‌ای میانی، ذوزنقه‌ای تحتانی، دندانه‌ای قدامی، پشتی بزرگ، تحت‌خاری و رومبوئید قرار داده شدند. میانگین میزان فعالیت هر یک از این عضلات در طول اجرای تمرین‌های مختلف در جدول ۴ ارائه شده است. در میان تمرین‌های ارزیابی‌شده، تمرین بلکبرن با میانگین فعالیت عضلانی 0.20 ± 0.57 بیشترین میزان فعال‌سازی عضلات را نشان داد. پس از آن، تمرین دمبل وی-دبلیو با میانگین 0.30 ± 0.56، شنا سوئدی پلاس با میانگین 0.30 ± 0.54، شنا سوئدی آرنج-زانو با میانگین 0.20 ± 0.54 و تمرین چمن‌زن با میانگین 0.20 ± 0.53 قرار گرفتند. این تمرین‌ها در مقایسه با سایر تمرین‌های مورد بررسی، به‌طور مداوم موجب فعال‌سازی بیشتر عضلات پایدارکننده کتف شدند و ازاین‌رو به‌عنوان مناسب‌ترین گزینه‌ها برای طراحی پروتکل انتخاب شدند. برای پنج تمرینی که بیشترین میزان فعال‌سازی عضلات را ایجاد کردند، اوج فعالیت عضلانی بین سمت مبتلا و سمت غیرمبتلا مقایسه شد (جدول ۵). نتایج نشان داد که در تمامی این تمرین‌ها، اختلاف معنی‌داری بین دو سمت وجود داشت (0.50 >p) به‌گونه‌ای که میزان فعالیت عضلات در سمت غیرمبتلا به‌طور مداوم بیشتر از سمت مبتلا بود. بیشترین اندازه اثر مربوط به تمرین شنا سوئدی پلاس بود (1.14= d کوهن، 0.0003=p). پس از آن، تمرین بلکبرن (1.24= d کوهن، 0.0011=p)، شنا سوئدی آرنج-زانو  (1.22= d کوهن، 0.0009=p)، تمرین دمبل وی-دبلیو (1.21= d کوهن، 0.0013=p) و تمرین چمن‌زن (1.18= d کوهن، 0.0048=p) قرار گرفتند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که الگوی فعال‌سازی عضلات پایدارکننده کتف در شناگران مبتلا به دیس‌کینزی یک‌طرفه کتف، بین سمت مبتلا و سمت غیرمبتلا تفاوت قابل توجهی دارد و عدم تقارن عصبی‌عضلانی در این افراد وجود دارد. همچنین، با توجه به میزان فعال‌سازی عضلات، معنی‌داری آماری و اندازه اثر، تمرین‌های شنا سوئدی پلاس، شنا سوئدی آرنج-زانو، تمرین چمن‌زن، تمرین بلکبرن و تمرین دمبل وی-دبلیو به‌عنوان اجزای اصلی پروتکل SCAP-SYNC انتخاب شدند.
 

 

بحث
هدف این مطالعه، شناسایی تمرین‌های تثبیت‌کننده کتف بود که بیشترین میزان فعال‌سازی عضلات اصلی پایدارکننده کتف را در شناگران رقابتی مبتلا به دیس‌کینزی یک‌طرفه و بدون علامت کتف ایجاد می‌کنند و استفاده از این یافته‌ها برای تدوین یک پروتکل تمرینی هدایت‌شده با الکترومایوگرافی بود. نتایج نشان داد که شنا سوئدی پلاس، شنا سوئدی آرنج-زانو، تمرین چمن‌زن، تمرین بلکبرن و تمرین دمبل وی-دبلیو بیشترین میزان فعالیت عضلانی را ایجاد کردند و بر همین اساس، برای گنجاندن در پروتکل SCAP-SYNC  انتخاب شدند. دیس‌کینزی کتف یکی از یافته‌های شایع در شناگران است که عمدتاً به دلیل ماهیت تکراری حرکات بالای سر در تمرین و مسابقه ایجاد می‌شود (1–3). تغییر در الگوی حرکت کتف با اختلال در ریتم اسکاپولوهومرال، کاهش کارایی انتقال نیرو و افزایش خطر بروز آسیب‌های شانه ارتباط دارد (6، 8). از این‌رو، برنامه‌های توان‌بخشی که به‌طور اختصاصی عضلات پایدارکننده کتف را هدف قرار می‌دهند، برای بازگرداندن بیومکانیک طبیعی شانه و کاهش خطر آسیب در ورزشکاران رشته‌های دارای حرکات بالای سر اهمیت زیادی دارند (14، 17). 
یافته‌های مطالعه حاضر نشان داد که تمرین‌هایی که به‌طور هم‌زمان بر کنترل کتف، پایداری و حرکات هماهنگ اندام فوقانی تأکید دارند، نسبت به بسیاری از تمرین‌های متداول، موجب فعال‌سازی بیشتری در عضلات پایدارکننده کتف می‌شوند. به‌ویژه، شنا سوئدی پلاس و تمرین بلکبرن بیشترین میزان فعال‌سازی عضلانی را نشان دادند که با نتایج مطالعات پیشین مبنی بر اثربخشی این تمرین‌ها در فعال‌سازی عضلات دندانه‌ای قدامی و ذوزنقه‌ای تحتانی همسو است (14، 19). این عضلات نقش اساسی در چرخش رو به بالای کتف، تیلت خلفی و پایداری پویای کتف در هنگام حرکات بالای سر ایفا می‌کنند. مقایسه بین سمت مبتلا و سمت غیرمبتلا نیز تفاوت‌های معنی‌داری را در میزان فعالیت عضلات طی اجرای تمرین‌های منتخب نشان داد. در تمامی تمرین‌ها، فعالیت عضلانی در سمت غیرمبتلا به‌طور مداوم بیشتر از سمت مبتلا بود که بیانگر وجود عدم تقارن پایدار عصبی‌عضلانی در شناگران مبتلا به دیس‌کینزی یک‌طرفه کتف است. چنین عدم تقارن‌هایی می‌توانند موجب تغییر در الگوهای حرکتی و توزیع نامناسب بار در مجموعه شانه شوند و در نتیجه، احتمال بروز آسیب‌های ناشی از استفاده بیش از حد را افزایش دهند (6، 15). 
پروتکلSCAP-SYNC  با تلفیق پنج تمرینی که بیشترین میزان فعال‌سازی عضلات را ایجاد کردند، طراحی شد. این پروتکل ترکیبی از تمرین‌های زنجیره بسته و زنجیره باز است که از طریق الگوهای حرکتی متفاوت، امکان به‌کارگیری هم‌زمان چندین عضله پایدارکننده کتف را فراهم می‌کند. تمرین‌های زنجیره بسته مانند شنا سوئدی پلاس می‌توانند موجب بهبود پایداری مفصل و کنترل حس عمقی شوند، در حالی که تمرین‌های زنجیره باز مانند تمرین چمن‌زن و تمرین دمبل وی-دبلیو با ایجاد دامنه حرکتی بیشتر، هماهنگی فعال‌سازی عضلات را بهبود می‌بخشند (17، 19). یکی از مهم‌ترین نقاط قوت این مطالعه، استفاده از الکترومایوگرافی سطحی برای هدایت فرآیند انتخاب تمرین‌ها بود. برخلاف رویکردهای متداول توان‌بخشی که عمدتاً بر مشاهدات بالینی متکی هستند، الکترومایوگرافی اطلاعات عینی و کمی درباره الگوهای به‌کارگیری عضلات فراهم می‌کند و امکان انتخاب تمرین‌ها را بر اساس پاسخ‌های واقعی عصبی‌عضلانی فراهم می‌سازد (10، 11). این رویکرد می‌تواند به متخصصان بالینی کمک کند تا تمرین‌هایی را انتخاب کنند که به‌طور اختصاصی موجب فعال‌سازی عضلات کلیدی پایدارکننده کتف در ورزشکاران مبتلا به دیس‌کینزی کتف می‌شوند. اگرچه پروتکل حاضر به‌طور اختصاصی برای شناگران رقابتی طراحی شده است، اما اصول حاکم بر آن ممکن است برای سایر ورزشکاران رشته‌های دارای حرکات بالای سر، از جمله والیبالیست‌ها، تنیس‌بازان و پرتاب‌کنندگان بیسبال نیز کاربرد داشته باشد، زیرا این ورزشکاران نیز برای اجرای مهارت‌های تخصصی خود به کنترل مؤثر کتف وابسته هستند (8، 9، 15). با این حال، پیش از تعمیم این پروتکل به سایر جمعیت‌های ورزشی، انجام مطالعات بیشتری ضروری است.
این مطالعه دارای چند محدودیت نیز بود. نخست، حجم نمونه نسبتاً کوچک بود (18 نفر) که ممکن است قابلیت تعمیم یافته‌ها را محدود کند. دوم، تمامی شرکت‌کنندگان مرد و از شناگران رقابتی بودند؛ بنابراین، نتایج این مطالعه الزاماً قابل تعمیم به ورزشکاران زن یا شناگران تفریحی نیست. سوم، این مطالعه تنها الگوهای حاد فعال‌سازی عضلات را بررسی کرد و اثربخشی بلندمدت پروتکل SCAP-SYNC  مورد ارزیابی قرار نگرفت. بنابراین، پیشنهاد می‌شود مطالعات آینده بررسی کنند که آیا اجرای این پروتکل در طول زمان می‌تواند موجب بهبود عملکرد کتف، ارتقای عملکرد شنا، کاهش علائم شانه و پیشگیری از آسیب شود یا خیر. انجام مطالعات طولی همراه با ارزیابی‌های بیومکانیکی، عملکردی و بالینی می‌تواند شواهد قوی‌تری درباره اثربخشی این پروتکل فراهم کند. در مجموع، یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که انتخاب تمرین‌ها بر اساس داده‌های الکترومایوگرافی می‌تواند رویکردی مؤثر برای طراحی پروتکل‌های توان‌بخشی هدفمند در شناگران مبتلا به دیس‌کینزی کتف باشد. پروتکل SCAP-SYNC  چارچوبی ساختاریافته مبتنی بر داده‌های عینی فعالیت عضلات ارائه می‌دهد و می‌تواند مبنایی برای مطالعات مداخله‌ای آینده در این زمینه باشد.
نتیجه‌گیری نهایی
در این مطالعه، یک پروتکل تمرینی هدایت‌شده با الکترومایوگرافی با عنوان SCAP-SYNC  برای شناگران مبتلا به دیس‌کینزی یک‌طرفه و بدون علامت کتف تدوین شد. این پروتکل بر اساس شناسایی تمرین‌هایی طراحی شد که بیشترین میزان فعال‌سازی عضلات کلیدی پایدارکننده کتف را ایجاد می‌کردند. برای این منظور، از الکترومایوگرافی سطحی به‌عنوان یک روش عینی جهت تعیین تمرین‌هایی که بیشترین میزان به‌کارگیری عضلات را ایجاد می‌کنند، استفاده شد. بر این اساس، شنا سوئدی پلاس، شنا سوئدی آرنج-زانو، تمرین چمن‌زن، تمرین بلکبرن و تمرین دمبل وی-دبلیو به‌عنوان اجزای اصلی این پروتکل انتخاب شدند.  یافته‌های این مطالعه نشان داد که شناگران مبتلا به دیس‌کینزی یک‌طرفه کتف، الگوی نامتقارنی از فعال‌سازی عضلات را نشان می‌دهند، به‌طوری که میزان فعالیت عضلات در سمت غیرمبتلا بیشتر از سمت مبتلا است. چنین عدم تقارن‌هایی می‌توانند موجب اختلال در کنترل کتف و توزیع نامناسب بار در مجموعه شانه شوند. پروتکل SCAP-SYNC  یک چارچوب ساختاریافته و مبتنی بر شواهد برای هدف قرار دادن عضلات پایدارکننده کتف در شناگران مبتلا به دیس‌کینزی کتف ارائه می‌کند. اگرچه اثربخشی بلندمدت این پروتکل در مطالعه حاضر ارزیابی نشد، یافته‌ها از به‌کارگیری انتخاب تمرین‌ها بر اساس داده‌های الکترومایوگرافی به‌عنوان رویکردی منطقی برای طراحی برنامه‌های توان‌بخشی حمایت می‌کنند. انجام مطالعات مداخله‌ای آینده برای بررسی این موضوع ضروری است که آیا اجرای این پروتکل می‌تواند عملکرد کتف را بهبود بخشد، خطر آسیب را کاهش دهد و عملکرد اختصاصی ورزشی را ارتقا دهد یا خیر.

سپاسگزاری
نویسندگان مراتب قدردانی صمیمانه خود را از آقای S. B. Javali  به دلیل همکاری در انجام تحلیل‌های آماری اعلام می‌کنند. همچنین از تمامی داوطلبانی که در این پژوهش شرکت کردند، صمیمانه سپاسگزاری می‌شود. نویسندگان از مؤسسه فیزیوتراپی دانشگاه KLE  در شهر بلاگاوی نیز به دلیل فراهم کردن امکانات لازم برای اجرای این پژوهش قدردانی می‌کنند.
ملاحظات اخلاقی 
پیروی از اصول اخلاق پژوهش

این پژوهش پس از دریافت تأییدیه از کمیته اخلاق پژوهشی مؤسسه (شماره 897) انجام شد. پیش از ورود به مطالعه، رضایت‌نامه آگاهانه کتبی از تمامی شرکت‌کنندگان اخذ گردید. همچنین، تمامی مراحل پژوهش مطابق با اصول مندرج در بیانیه هلسینکی انجام شد.
حامی مالی
این پژوهش هیچ‌گونه حمایت مالی اختصاصی از سازمان‌ها یا نهادهای دولتی، تجاری یا غیرانتفاعی دریافت نکرد.
مشارکت نویسندگان
پرادنیا راملینگ بوداکه در ایده‌پردازی و طراحی پژوهش، تدوین روش‌شناسی، جمع‌آوری داده‌ها، مدیریت و سازمان‌دهی داده‌ها، تحلیل آماری و نگارش پیش‌نویس اولیه مقاله مشارکت داشت. آرتی ولینگ در ایده‌پردازی، تدوین روش‌شناسی، نظارت بر اجرای پژوهش و بازبینی و ویرایش انتقادی مقاله مشارکت داشت. پیوشا گورودوت در تدوین روش‌شناسی، اعتبارسنجی مراحل اجرای مطالعه، نظارت بر فعالیت‌های پژوهشی و بازبینی و ویرایش مقاله مشارکت داشت. ویجای کاگه در نظارت بر پژوهش، اعتبارسنجی، مدیریت پروژه و بازبینی و ویرایش انتقادی مقاله مشارکت داشت. تمامی نویسندگان نسخه نهایی مقاله را مطالعه و تأیید کرده‌اند و مسئولیت تمامی جنبه‌های این پژوهش را پذیرفته‌اند. 
تعارض 
نویسندگان اعلام می‌کنند که هیچ‌گونه تعارض منافعی در ارتباط با این پژوهش ندارند.
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: عمومى
دریافت: 1404/11/21 | پذیرش: 1405/3/2 | انتشار: 1405/3/29

فهرست منابع
1. Longo UG, Ambrogioni LR, Berton A, Candela V, Massaroni C, Carnevale A, et al. Erratum: Scapular dyskinesis: From basic science to ultimate treatment. International Journal of Environmental Research and Public Health. 2020;17(8):2974. [DOI:10.3390/ijerph17082974]
2. Srinivasan M, Arun Jenikkin A, Shanmugananth Elayaperumal S. Scapular stabilization exercise and tapping for scapular dyskinesia for amateur swimmers: An experimental design. Obstetrics and Gynaecology Forum. 2024;34(2 Suppl):49-52.
3. Maor MB, Ronin T, Kalichman L. Scapular dyskinesis among competitive swimmers. Journal of Bodywork and Movement Therapies. 2017;21(3):633-636. [DOI:10.1016/j.jbmt.2016.11.011]
4. Tavares N, Dias G, Carvalho P, Vilas-Boas JP, Castro MA. Effectiveness of therapeutic exercise in musculoskeletal risk factors related to swimmer's shoulder. European Journal of Investigation in Health, Psychology and Education. 2022;12(6):601-615. [DOI:10.3390/ejihpe12060044]
5. Morais JE, Forte P, Nevill AM, Barbosa TM, Marinho DA. Upper-limb kinematics and kinetics imbalances in the determinants of front-crawl swimming at maximal speed in young international-level swimmers. Scientific Reports. 2020;10(1):11683. [DOI:10.1038/s41598-020-68581-3]
6. Naderifar H, Babakhanian S, Najafi-Vosough R, Ardakani MK. Shoulder function in swimmers with and without scapular dyskinesia. Muscles, Ligaments and Tendons Journal. 2023;13(2):344. [DOI:10.32098/mltj.02.2023.19]
7. Arghadeh R, Alizadeh MH, Minoonejad H, Sheikhhoseini R, Asgari M, Jaitner T. Electromyography of scapular stabilizers in people without scapular dyskinesis during push-ups: A systematic review and meta-analysis. Frontiers in Physiology. 2023;14:1296279. [DOI:10.3389/fphys.2023.1296279]
8. Pesen MF, Vergili Ö. Exploring the relationship between scapular dyskinesia and the injury risk among overhead athletes. Journal of Orthopaedic Research and Rehabilitation. 2023;1(1):1-4. [DOI:10.51271/JORR-0001]
9. Naderifar H, Ghanbari L, Najafi-Vosough R. Effect of an exercise program on glenohumeral rotator cuff muscle strength in overhead athletes with scapular dyskinesia. Journal of Clinical Care and Skills. 2024;5(1):19-24.
10. Du WY, Huang TS, Chiu YC, Mao SJ, Hung LW, Liu MF, et al. Single-session video and electromyography feedback in overhead athletes with scapular dyskinesis and impingement syndrome. Journal of Athletic Training. 2020;55(3):265-273. [DOI:10.4085/1062-6050-490-18]
11. Tsuruike M, Ellenbecker TS, Nishime RS. Electromyographic analysis of the scapular dyskinesis test in a baseball pitcher with a SLAP lesion: A case report. International Journal of Sports Physical Therapy. 2020;15(3):471-479. [DOI:10.26603/ijspt20200471]
12. Zaman BA, Basumatary B, Borah C. Scapular asymmetry among elite swimmers of Jorhat district using lateral scapular slide test. Indian Journal of Physiotherapy and Occupational Therapy. 2021;15(1):1-8.
13. Preziosi Standoli J, Fratalocchi F, Candela V, Preziosi Standoli T, Giannicola G, Bonifazi M, et al. Scapular dyskinesis in young asymptomatic elite swimmers. Orthopaedic Journal of Sports Medicine. 2018;6(1):2325967117750814. [DOI:10.1177/2325967117750814]
14. Kibler WB, Sciascia AD, Uhl TL, Tambay N, Cunningham T. Electromyographic analysis of specific exercises for scapular control in early phases of shoulder rehabilitation. American Journal of Sports Medicine. 2008;36(9):1789-1798. [DOI:10.1177/0363546508316281]
15. Melo AS, Moreira JS, Afreixo V, Moreira-Gonçalves D, Donato H, Cruz EB, et al. Effectiveness of specific scapular therapeutic exercises in patients with shoulder pain: A systematic review with meta-analysis. JSES Reviews, Reports, and Techniques. 2024;4(2):161-174. [DOI:10.1016/j.xrrt.2023.12.006]
16. Curtis T, Roush JR. The lateral scapular slide test: A reliability study of males with and without shoulder pathology. North American Journal of Sports Physical Therapy. 2006;1(3):140-146.
17. Seo SH, Jeon IH, Cho YH, Lee HG, Hwang YT, Jang JH. Surface electromyography during the push-up plus exercise on a stable support or Swiss ball: Scapular stabilizer muscle exercise. Journal of Physical Therapy Science. 2013;25(7):833-837. [DOI:10.1589/jpts.25.833]
18. Kibler WB, Sciascia A. Evaluation and management of scapular dyskinesis in overhead athletes. Current Reviews in Musculoskeletal Medicine. 2019;12(4):515-526. [DOI:10.1007/s12178-019-09591-1]
19. De Mey K, Danneels L, Cagnie B, Cools AM. Scapular muscle rehabilitation exercises in overhead athletes with impingement symptoms: Effect of a 6-week training program on muscle recruitment and functional outcome. American Journal of Sports Medicine. 2012;40(8):1906-1915. [DOI:10.1177/0363546512453297]
20. Wirth K, Keiner M, Fuhrmann S, Nimmerichter A, Haff GG. Strength training in swimming. International Journal of Environmental Research and Public Health. 2022;19(9):5369. [DOI:10.3390/ijerph19095369]
21. Sadri SF, Saleki M. The effect of a combined scapular and shoulder exercise program with kinesio tape on pain, shoulder proprioception, and upper limb function in swimmers with shoulder impingement syndrome. Journal of Sport Biomechanics. 2024;10(2):144-158. [DOI:10.61186/JSportBiomech.10.2.144]
22. Darchini M, Darzabi T, Mofrad Moghadam M, Nabavinik M. The effect of a 6-week core stability training program on the stroke index and front crawl record of male swimmers. Journal of Sport Biomechanics. 2019;5(2):124-133. [DOI:10.32598/biomechanics.5.2.6]
23. Harati J, Daneshmandi H, Shahabi Kaseb MR. Comparing the effects of dry-land and in-water core stability training programs on swimmers' upper body balance and performance. Journal of Sport Biomechanics. 2018;4(1):17-29.

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیومکانیک ورزشی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY 4.0 | Journal of Sport Biomechanics

Designed & Developed by : Yektaweb