مقدمه
ورزش بوکس یکی از رشتههای المپیکی با شدت بالا محسوب میشود که به ترکیبی از سرعت، قدرت، توان عضلانی، تعادل و هماهنگی عصبی–عضلانی نیاز دارد (
1). در این رشته، عملکرد موفقیتآمیز در مسابقه نه تنها به مهارتهای فنی و تاکتیکی، بلکه به توانایی تولید و انتقال مؤثر نیرو از اندامهای تحتانی به اندامهای فوقانی وابسته است (
2). این زنجیره حرکتی که از زمین شروع شده و از طریق مفاصل مچ پا، زانو، لگن، ستون فقرات و کمربند شانهای به مشت ختم میشود، نیازمند یکپارچگی بیومکانیکی و کنترل عصبی–عضلانی دقیق است (
3).
در این میان، عضلات مرکزی بدن بهعنوان «پل ارتباطی» بین اندامهای فوقانی و تحتانی، نقش حیاتی در ایجاد ثبات ستون فقرات و لگن، انتقال نیرو، کنترل چرخشی تنه و پیشگیری از حرکات جبرانی مضر ایفا میکنند (
4). عضلات مرکزی شامل مجموعهای از عضلات عمقی (مانند عرضی شکم، مولتیفیدوس و کف لگن) و سطحی (مانند راست شکمی، مایلها و راستکننده ستون فقرات) هستند که همزمان با انقباض ایزومتریک و دینامیک، پایهای محکم برای حرکات اندامها فراهم میآورند (
5). ضعف در این ناحیه میتواند منجر به کاهش کارایی انتقال نیرو، افزایش بارهای جبرانی بر مفاصل محیطی و در نهایت، افزایش خطر آسیبهای اسکلتی–عضلانی در بوکسورها شود (
6). با توجه به ماهیت یکطرفه و ضربهای بوکس، بوکسورها بهطور مداوم در وضعیتهای تکپا، چرخشی و ناپایدار قرار میگیرند که این امر اهمیت تعادل و کنترل پاسچرال را دوچندان میسازد (
7). بوکسورها تقریباً
60 تا
70 درصد از زمان مبارزه را در وضعیت تکپا سپری میکنند و هرگونه نقص در تعادل پویا یا ایستا میتواند به کاهش کیفیت دفاع و حمله، افزایش نوسانات قامتی و بروز آسیبهایی مانند پیچخوردگی مچ پا، آسیبهای زانو و کمردرد منجر شود (
8). از سوی دیگر، آزمون غربالگری حرکت عملکردی (FMS) بهعنوان یک ابزار معتبر و کاربردی، الگوهای حرکتی پایه، عدم تقارنها و ضعفهای ثبات مرکزی را شناسایی کرده و نمره پایین در آن (بهویژه نمره ≤
14) با افزایش احتمال خطر آسیب در ورزشکاران ارتباط مستقیم دارد (
9).
با وجود تأثیرات مثبت تمرینات ثبات مرکزی بر ریسک فاکتورهای آسیب در رشتههای مختلف ورزشی (
10-
12) تاکنون مطالعهای که بهطور همزمان تأثیر این تمرینات را بر مجموعهای از متغیرهای بیومکانیکی کلیدی شامل الگوهای حرکتی عملکردی، تعادل ایستا و پویا آزمون لکلک و آزمون Y ، توان انفجاری اندام تحتانی (پرش عمودی) و نیروی ضربه مشت در بوکسورهای آماتور بررسی کرده باشد، یافت نشد. توجه به توان انفجاری اندام تحتانی بهعنوان حلقه آغازین زنجیره حرکتی و نیروی ضربه مشت بهعنوان خروجی نهایی این زنجیره، میتواند تصویر کاملتری از تأثیر تمرینات ثبات مرکزی بر عملکرد بیومکانیکی بوکسورها ارائه دهد (
10). بهبود توان پا نشاندهنده افزایش ظرفیت تولید نیرو در مرحله اولیه زنجیره و افزایش نیروی مشت نشاندهنده موفقیت در انتقال این نیرو از طریق تنه به اندام فوقانی است (
11)؛ بنابراین، ارزیابی همزمان این متغیرها میتواند شواهد محکمی برای اثربخشی تمرینات ثبات مرکزی در بهبود عملکرد کلی در بوکسورها فراهم آورد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر یک دوره هشتهفتهای تمرینات ثبات مرکزی بر شاخصهای منتخب عملکرد عصبی-عضلانی و متغیرهای بیومکانیکی در بوکسورهای آماتور طراحی و اجرا گردید. متغیرهای وابسته در این پژوهش شامل نمرهی کل و مؤلفههای آزمون غربالگری حرکت عملکردی (FMS) بهعنوان شاخص کیفیت حرکات بنیادین، تعادل ایستا (آزمون لکلک) و تعادل پویا (در سه جهت آزمون Y برای اندامهای فوقانی و تحتانی) بهعنوان شاخصهای کنترل پاسچرال و حس عمقی، توان انفجاری عمودی اندام تحتانی (ارتفاع پرش عمودی) بهعنوان نمایندهی ظرفیت تولید نیروی زنجیرهی حرکتی تحتانی و نیروی ضربه مشت (شامل شاخصهای نیروی بیشینه و میانگین) بهعنوان خروجی نهایی عملکرد بیومکانیکی زنجیرهی حرکتی در بوکس بودند.
روشها
آزمودنیها
پژوهش حاضر از نوع نیمهتجربی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعهی آماری پژوهش را بوکسورهای آماتور بزرگسال شهر قم تشکیل میدادند که حداقل یک سال سابقهی تمرین مداوم در رشتهی بوکس را داشتند. از میان این جامعه، 24 بوکسور آماتور بزرگسال که دارای شرایط ورود به پژوهش (کسب نمرهی 14 و کمتر در آزمون غربالگری حرکت عملکردی) بودند، بهروش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. سپس آزمودنیها بهطور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل (هر گروه 12 نفر) تقسیم شدند. کلیهی آزمودنیها در آغاز پژوهش سالم و فاقد هرگونه مصدومیت حاد یا مزمن در سیستم اسکلتی–عضلانی بوده و سابقهی حداقل یک سال فعالیت مستمر در رشتهی بوکس را داشتند.
حجم نمونه: حجم نمونهی موردنیاز برای این پژوهش با استفاده از نرمافزار G*Power (نسخه
3.1) و با آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر دو عاملی (تعامل درونگروهی-بینگروهی) محاسبه گردید. پارامترهای ورودی شامل اندازهی اثر متوسط (
0/25f=)، سطح خطای نوع اول (
0/05α =)، توان آماری (
0/8β =)، تعداد
2 گروه (تجربی و کنترل)، تعداد
2 اندازهگیری (پیشآزمون و پسآزمون) و همبستگی
0/5 بین اندازهگیریهای مکرر در نظر گرفته شد. بر اساس این محاسبات، حجم نمونهی کل موردنیاز
20 نفر (
10 نفر در هر گروه) برآورد گردید. با در نظر گرفتن احتمال ریزش نمونه، تعداد
24 نفر (
12 نفر در هر گروه) بهعنوان حجم نمونهی نهایی در نظر گرفته شد. حجم نمونه بر اساس متغیر غربالگری عملکرد حرکتی و با توجه به مطالعه مشابه قبلی (
13) در راستای مطالعه حاضر صورت گرفت. آزمودنیها در این پژوهش بر اساس مجموعهای از معیارهای مشخص ورود و خروج انتخاب شدند. معیارهای ورود به پژوهش شامل دارا بودن سن بین
18 تا
35 سال، داشتن حداقل یک سال سابقهی تمرین مستمر و منظم در رشتهی بوکس آماتور، کسب نمرهی
14 یا کمتر در آزمون غربالگری حرکت عملکردی و برخورداری از سلامت کامل جسمانی و عدم وجود هرگونه مصدومیت حاد یا مزمن در سیستم اسکلتی–عضلانی در شش ماه پیش از آغاز پژوهش بود. همچنین آزمودنیها باید توانایی اجرای صحیح حرکات پایه را داشته و آمادگی لازم برای شرکت در جلسات تمرینی و آزمونهای پژوهش را اعلام میکردند. کلیهی آزمودنیها میبایست فرم رضایتنامهی آگاهانه را امضا میکردند. معیارهای خروج از پژوهش نیز شامل غیبت بیش از دو جلسه از جلسات تمرینی، عدم همکاری یا انصراف داوطلبانه در هر مرحله از پژوهش، بروز هرگونه آسیب ورزشی یا بیماری حاد در طول دورهی مداخله که مانع از ادامهی تمرینات شود و انجام هرگونه برنامهی تمرینی مکمل خارج از پروتکل پژوهش بود. همچنین در صورتی که آزمودنی در طول دورهی پژوهش دچار افت عملکرد یا مشکلات جسمانی میشد که به تشخیص پزشک یا پژوهشگر، ادامهی همکاری برای او مضر تشخیص داده میشد، از مطالعه خارج میگردید. با توجه به دستورالعملهای اجرایی دانشگاه محل انجام پژوهش و بر اساس آییننامهی بررسی طرحهای پژوهشی در حوزهی علوم ورزشی، انجام این مطالعهی غیرتهاجمی با حداقل ریسک، نیازمند اخذ کد اخلاق خاص از کمیتهی اخلاق دانشگاه نبوده و صرفاً با اخذ مجوز از معاونت پژوهشی مربوطه مجاز شناخته شد. با این وجود، پژوهشگران متعهد به رعایت کامل تمامی اصول مندرج در بیانیهی هلسینکی (ویرایش
2013) بودهاند. تمامی آزمودنیها پیش از شرکت در پژوهش، فرم رضایتنامهی آگاهانه را امضا کردند و از آزادی خود برای انصراف از پژوهش در هر مرحله مطلع شدند. اطلاعات شخصی آزمودنیها محرمانه نگهداری شد و دادهها تنها بهصورت گروهی و با کدهای شناسایی بدون نام گزارش گردید.
پروتکل تمرینی
برنامهی تمرینات ثبات مرکزی بر اساس پژوهش براون و همکاران (
2021) تدوین گردید و بهصورت هدفمند بر تقویت عضلات عمقی و سطحی ناحیهی مرکزی بدن، شامل عضلات عرضی شکم، راست شکمی، مایلهای داخلی و خارجی، عضلات راستکنندهی ستون فقرات، سرینی بزرگ و میانی و عضلات کف لگن متمرکز بود. این برنامه در دو سطح سختی طراحی شد؛ بهگونهای که چهار هفتهی نخست، تمرینات سطح اول با شدت کمتر و تأکید بر یادگیری الگوی صحیح حرکتی و فعالسازی عضلات عمقی اجرا شد و چهار هفتهی دوم، تمرینات سطح دوم با افزایش حجم و شدت و اضافه شدن مقاومت خارجی (وزنه و کش) انجام گردید. گروه تجربی به مدت
8 هفته، هفتهای
3 جلسه (روزهای زوج) و هر جلسه بهمدت تقریباً
30 تا
40 دقیقه، برنامهی تمرینات ثبات مرکزی را علاوه بر تمرینات معمول بوکس اجرا کرد. گروه کنترل تنها برنامهی تمرینی متداول بوکس را بدون اجرای تمرینات ثبات مرکزی دنبال نمود. تمرینات تخصصی هر دو گروه شامل تمرینات فنی، تاکتیکی، ضربهزنی و آمادگی جسمانی عمومی در طول دورهی پژوهش یکسان بود. بهمنظور کنترل کیفیت اجرا، تمامی جلسات تمرینی توسط پژوهشگر و با نظارت مستقیم انجام شد و آزمودنیها از نحوهی صحیح اجرای هر حرکت آگاه شدند. بین هر ست تمرینی،
30 ثانیه استراحت فعال در نظر گرفته شد و آزمودنیها تشویق شدند تا حرکات را با کیفیت بالا و کنترل کامل اجرا نمایند (
جدول 1 و
2) (
11).
جمعآوری دادهها
برای اندازهگیری قد از متر نواری دیواری با دقت یکدهم سانتیمتر و برای اندازهگیری وزن از ترازوی دیجیتال با دقت یکدهم کیلوگرم استفاده شد. شاخص تودهی بدنی از طریق تقسیم وزن برحسب کیلوگرم بر مجذور قد برحسب متر محاسبه گردید (
14). برای اجرای آزمون غربالگری حرکت عملکردی، از کیت استاندارد این آزمون شامل یک تخته به ابعاد
122 در
15 سانتیمتر با ضخامت
5 سانتیمتر، دو میلهی چوبی به طول
80 سانتیمتر و یک میلهی چوبی به طول
122 سانتیمتر استفاده گردید. آزمون غربالگری حرکت عملکردی مطابق با دستورالعمل استاندارد کوک و همکاران اجرا و نمرهگذاری شد. سیستم نمرهدهی این آزمون بر اساس مقیاس صفر تا سه میباشد: نمرهی سه (اجرای کامل و صحیح)، نمرهی دو (اجرا با جبران حرکتی)، نمرهی یک (ناتوانی در اجرا) و نمرهی صفر (بروز درد). در حرکات دوطرفه، در صورت وجود عدم تقارن، نمرهی پایینتر ثبت شد. نمرهی نهایی از مجموع نمرات هفت حرکت محاسبه گردید که حداکثر نمره قابلکسب
21 بود (
15).
جدول 1. برنامهی تمرینات ثبات مرکزی سطح اول (هفتههای 1 تا 4)
جدول 2. برنامهی تمرینات ثبات مرکزی سطح دوم (هفتههای 5 تا 8)
بهمنظور سنجش تعادل پویا، از کیت استاندارد آزمون تعادل وای شامل یک جعبهی مرکزی و سه میلهی مدرج در جهتهای قدامی، خلفی–داخلی و خلفی–خارجی استفاده شد. تعادل پویای اندام تحتانی: آزمودنی بهصورت پابرهنه روی جعبهی مرکزی قرار گرفت و با پای مخالف، عمل دستیابی را در هر سه جهت انجام داد. در هر جهت سه تکرار معتبر ثبت و میانگین مسافت دستیابی برحسب سانتیمتر محاسبه شد. مسافت دستیابی با استفاده از فرمول «مسافت دستیابی تقسیم بر طول اندام تحتانی ضربدر صد» نسبت به طول اندام تحتانی نرمالسازی شد. نمرهی کلی تعادل پویا نیز از طریق فرمول «مجموع مسافتهای سه جهت تقسیم بر سه برابر طول اندام تحتانی ضربدر صد» محاسبه گردید (
16). تعادل پویای اندام فوقانی: آزمودنی در وضعیت شنا سوئدی روی صفحهی مرکزی قرار گرفت و با دست غالب، عمل دستیابی را در سه جهت داخلی، تحتانی–خارجی و فوقانی–خارجی انجام داد. مسافت دستیابی در هر جهت سه مرتبه ثبت و با استفاده از طول اندام فوقانی نرمالسازی شد (
17).
برای ارزیابی تعادل ایستا، از آزمون لکلک با استفاده از کرونومتر دیجیتال با دقت یکصدم ثانیه استفاده شد. آزمودنی بهصورت پابرهنه روی سطح صاف ایستاد و پس از قرارگیری در وضعیت استاندارد (دستها بر روی ران، کف پای غیرتکیهگاه در مجاورت زانوی پای تکیهگاه)، پاشنهی پای تکیهگاه را از زمین بلند کرد. زمان حفظ تعادل تا بروز هر یک از خطاها شامل برداشتن دستها از روی ران، نوسان پای تکیهگاه در هر جهت، جدا شدن پای غیرتکیهگاه از زانو، یا لمس کردن زمین توسط پاشنهی پای تکیهگاه، ثبت شد. هر آزمودنی سه تکرار انجام داد و بهترین زمان بهعنوان نمرهی نهایی ثبت شد (
18).
برای اندازهگیری توان انفجاری عمودی اندام تحتانی (کانتر موومنت جامپ)، از آزمون پرش عمودی با استفاده از تختهی مدرج دیواری با دقت یکدهم سانتیمتر استفاده شد. آزمودنی در حالت ایستاده، ارتفاع دسترسشده را ثبت کرد و سپس یک پرش عمودی حداکثری انجام داد. اختلاف بین ارتفاع پرش و ارتفاع ایستاده بهعنوان ارتفاع پرش عمودی برحسب سانتیمتر محاسبه شد. هر آزمودنی سه پرش انجام داد و بهترین اجرا ثبت شد (
19).
به منظور کمّیسازی متغیر کینتیکی نیروی بیشینه برخورد مشت بر حسب نیوتن، از سیستم پایش نیروی ضربه (دستگاه پاورکیوب مدل SINOCERA 5936 ساخت شرکت SINOCERA Piezotronics با کشور مبدأ چین) استفاده گردید. این سامانه با بهرهگیری از حسگرهای پیزوالکتریک و شتابسنجهای اینرسی مجتمع، قادر به ثبت نیروی برخورد با نرخ نمونهبرداری 1000 هرتز و فیلتر پایینگذر با فرکانس برش 500 هرتز (فیلتر بترورث مرتبه چهارم) میباشد. دستگاه بر روی یک فیکسچر فلزی کاملاً صلب، در ارتفاع معادل فرآیند خنجری هر آزمودنی، نصب و تثبیت گردید تا زاویه برخورد عمود بر سطح هدف و فاصله بیومکانیکی برای کلیه آزمودنیها یکسان باشد. فرایند کالیبراسیون پیش از شروع آزمون، مطابق پروتکل استاندارد با استفاده از وزنههای کالیبرهشده کلاس F1 و سلول بار مرجع مجهز به کرنشسنج مدل (Kistler 9331A) انجام پذیرفت و خطای سیستماتیک کمتر از 0٫5 درصد دامنه کامل مقیاس تأیید گردید. اعتبارسنجی ابزار در مقایسه با صفحه نیروی کایسلر به عنوان روش مرجع طلایی، همبستگی نیرو-زمان بسیار بالایی (0/98=R و 0/99=R²) نشان داد که حاکی از روایی همزمان عالی دستگاه است. همچنین بررسی پایایی آزمون-بازآزمون با فاصله 48 ساعت، ضریب همبستگی درونخوشهای (ICC) را در دامنه 0٫96 تا 0٫99 و ضریب تغییرات (CV%) را معادل 4٫7 درصد گزارش نموده است که تکرارپذیری بسیار مطلوب اندازهگیریها را تأیید میکند.
در خصوص پروتکل اجرایی، هر آزمودنی ابتدا
10 دقیقه گرمسازی عمومی انجام داد و با
3 کوشش آشنایی با هدف، با تکنیک استاندارد مشت مستقیم (ژاب) آشنا گردید. سپس، هر آزمودنی تعداد
5 ضربه بیشینه و انفجاری با دست برتر (غالب) به سطح هدف وارد نمود و فاصله استراحتی
60 ثانیه بین کوششها در نظر گرفته شد تا از بروز خستگی عصبی-عضلانی پیشگیری شود. از میان
5 ضربه ثبتشده، پس از حذف ضریب پرت بر اساس معیار انحراف استاندارد ±
2، بیشینه نیروی برخورد در هر کوشش استخراج گردید و متغیر نهایی مورد تحلیل که همان عدد گزارششده در نتایج است، به صورت میانگین حسابی بیشینه نیروی سه کوشش معتبر محاسبه شد. تمامی دادههای خام به نرمافزار متلب (نسخه R2
023a) منتقل و عملیات پیشپردازش شامل حذف رانش خط پایه و نرمسازی با فیلتر ساویتزکی-گولای (درجه دوم، پنجره
11 نقطهای) انجام گرفت و در نهایت، یک شاخص واحد و قطعی از نیروی ضربه مشت برای هر آزمودنی (میانگین سه کوشش برتر با دست غالب) استخراج گردید که مبنای کلیه تحلیلهای آماری و گزارش عدد نهایی در بخش نتایج قرار گرفته است؛ بنابراین، عدد گزارششده در نتایج پژوهش، معرف میانگین نیروی بیشینه برخورد مشت دست غالب در شرایط بیشینهی انفجاری بوده و فاقد تفکیک دست جلو/عقب یا میانگین دو دست میباشد (
20).
تجزیه و تحلیل آماری
پس از جمعآوری دادهها، تجزیهوتحلیل آماری با استفاده از نرمافزار spss نسخهی 26 انجام شد. در بخش آمار توصیفی، میانگین و انحراف استاندارد متغیرها محاسبه گردید. بهمنظور بررسی طبیعی بودن توزیع دادهها، از آزمون شاپیرو–ویلک و برای بررسی همگنی واریانسها، از آزمون لون استفاده شد. با توجه به نرمال بودن توزیع دادهها و همگنی واریانسها، برای بررسی فرضیههای پژوهش از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر دو عاملی استفاده گردید. این آزمون برای بررسی اثرات اصلی زمان، اثرات اصلی گروه و اثر تعاملی گروه در زمان بر روی متغیرهای وابسته به کار گرفته شد. همچنین، اندازهی اثر با استفاده از ضریب اتا محاسبه گردید. سطح معناداری برای تمامی آزمونهای آماری 0/05 در نظر گرفته شد.
یافتهها
اطلاعات مربوط به ویژگیهای فردی آزمودنیها در
جدول 3 نشان داده شده است. با توجه به همگنسازی دو گروه، تفاوت معناداری (
0/05 < P) بین آزمودنیها از نظر سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی مشاهده نشد. نتایج مربوط به میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش در دو گروه تجربی و کنترل، در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون، به همراه نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر دو عاملی در
جدول 4 ارائه شده است.
جدول 3. اطلاعات توصیفی آزمودنیها (میانگین ± انحراف استاندارد) در گروههای پژوهش
نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر دو عاملی نشان داد که در مرحله پیشآزمون، تفاوت معنیداری بین گروههای تجربی و کنترل در هیچیک از متغیرهای پژوهش وجود نداشت (0/05 < P) که بیانگر همگن بودن دو گروه در ابتدای مطالعه است. با این حال، اثر تعامل معنیدار گروه × زمان برای تمامی متغیرهای پژوهش شامل نمره کل آزمون غربالگری حرکت عملکردی، تعادل ایستا، تعادل پویای اندام تحتانی، تعادل پویای اندام فوقانی، توان انفجاری عمودی اندام تحتانی و نیروی ضربه مشت مشاهده گردید (0/001 = P). این یافته نشان میدهد که میزان بهبود در گروه تجربی به طور معنیداری بیشتر از گروه کنترل بوده است. آزمون تعقیبی نیز حاکی از آن بود که در گروه تجربی، تمامی متغیرها نسبت به پیشآزمون بهبود معنیداری یافتند (0/001 > P)، در حالی که در گروه کنترل هیچیک از متغیرها تغییر معنیداری نشان ندادند (0/05 < P).
بحث
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات ثبات مرکزی بر نمرات آزمون غربالگری حرکت عملکردی، تعادل ایستا و پویا، توان انفجاری عمودی اندام تحتانی و نیروی ضربه مشت در بوکسورهای آماتور طراحی و اجرا گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که برنامه تمرینی مداخلهگر تأثیر مثبت و معناداری بر تمامی متغیرهای وابسته داشته است و اندازه اثر بزرگ محاسبهشده برای تمامی متغیرها، بیانگر تأثیر قابلتوجه و عملی این مداخله میباشد. این یافتهها با نتایج پژوهشهای متعدد در حوزهی تمرینات ثبات مرکزی همسو بوده و بر اساس مبانی بیومکانیکی و فیزیولوژیکی قابل تبیین میباشند.
یافتههای مربوط به بهبود نمره کل و تمامی آیتمهای آزمون غربالگری حرکت عملکردی در گروه تجربی، نشاندهندهی تأثیر همهجانبهی تمرینات ثبات مرکزی بر کیفیت حرکات بنیادین است. این بهبود بهویژه در آیتمهایی که بهطور مستقیم با ثبات مرکزی و کنترل پاسچرال مرتبط هستند، مانند اسکوات کامل، لانج خطی و شنای ثباتی تنه، چشمگیرتر بود.
جدول 4. معناداری و اندازه اثر برای متغیرها در گروههای پژوهش
* تفاوت معنادار در مقایسه با پیشآزمون (0/05 > P).
این یافته با نتایج پژوهش باقریان و همکاران (
2019) که بر روی ورزشکاران دانشگاهی انجام شد و نشان داد تمرینات ثبات مرکزی باعث بهبود الگوهای حرکتی عملکردی و کنترل پاسچرال پویا میشود، همسو میباشد (
21). همچنین فراتحلیل اخیر ملکی و همکاران در سال
2025 نشان داد که تمرینات ثبات مرکزی بیشترین تأثیر را در بهبود نمرات آزمون غربالگری حرکت عملکردی در مقایسه با سایر روشهای تمرینی مانند تمرینات مقاومتی، تمرینات عصبی–عضلانی و تمرینات عملکردی دارد (
22). مکانیسمهای احتمالی فیزیولوژیکی مؤثر در این بهبود را میتوان به تقویت عضلات ثباتدهندهی مرکزی نسبت داد که نقش کلیدی در ایجاد ثبات ستون فقرات و لگن ایفا میکنند. تقویت این عضلات به ورزشکاران اجازه میدهد تا در حرکات بنیادین، کنترل بهتری بر تنه داشته باشند و حرکات را با کیفیت بالاتری اجرا کنند (
23,
24). همچنین احتمال بهبود هماهنگی عصبی–عضلانی و افزایش آگاهی بدنی (حس عمقی) از دیگر مکانیسمهایی هستند که در بهبود کیفیت حرکات بنیادین نقش دارند (
25). با توجه به اینکه نمره کل این آزمون در گروه تجربی از آستانه خطر (
14) خارج شد، میتوان نتیجه گرفت که تمرینات ثبات مرکزی توانسته است باعث بهبود عملکرد ورزشکاران شود و این موضوع با یافتههای پژوهش کوربا و همکاران که نشان دادند ورزشکاران با نمره کمتر از
14 در معرض خطر بیشتری برای آسیب هستند، همسو میباشد (
26).
نتایج مربوط به بهبود تعادل ایستا در گروه تجربی نشان داد که تمرینات ثبات مرکزی تأثیر قابلتوجهی بر توانایی حفظ قامت در وضعیت ایستاده دارد. این یافته با نتایج پژوهش بارباس و همکاران (
2020) که بر روی کشتیگیران زن انجام شد و نشان داد هشت هفته برنامه تمرینی با تأکید بر ثبات مرکزی منجر به بهبود معنادار در تمام شاخصهای پایداری میشود، همسو میباشد (
27). همچنین اسماعیلنژاد و همکاران (
2024) در مطالعهای بر روی کشتیگیران نوجوان نشان دادند که تمرینات ثبات مرکزی باعث بهبود معنادار تعادل ایستا در هر دو سطح پایدار و ناپایدار میشود (
28). مکانیسمهای احتمالی مؤثر در بهبود تعادل ایستا شامل افزایش قدرت عضلات اندام تحتانی (بهویژه عضلات مچ پا، زانو و لگن)، بهبود حس عمقی مفاصل و افزایش توانایی سیستم عصبی مرکزی در پردازش اطلاعات حسی و تولید پاسخهای حرکتی مناسب میباشد (
29-
31). تمرینات ثبات مرکزی با ایجاد چالشهای تعادلی و افزایش نیاز به کنترل پاسچرال، باعث بهبود هماهنگی بین سیستمهای بینایی، دهلیزی و حسی–پیکری میشوند که این امر به حفظ بهتر تعادل در وضعیت ایستاده کمک میکند (
32). با توجه به اینکه بوکسورها بخش زیادی از زمان مبارزه را در وضعیت گارد و حرکتهای تکپا سپری میکنند، بهبود تعادل ایستا میتواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت اجرای فنون و احتمال کاهش خطر سقوط و آسیب داشته باشد.
در حوزه تعادل پویای اندام تحتانی، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تمرینات ثبات مرکزی باعث بهبود معنادار این متغیر در هر سه جهت قدامی، خلفی–داخلی و خلفی–خارجی میشود که این الگوی بهبود بیانگر تأثیر مثبت تمرینات بر کنترل پاسچرال در تمام جهات است. بیشترین بهبود مربوط به جهت خلفی–داخلی بود که یکی از مهمترین جهات در پیشبینی کاهش احتمال خطر آسیب شناخته شده است. این یافته با نتایج پژوهش سعیدیزاده و همکاران (
2026) که بر روی بسکتبالیستهای نخبه انجام شد و نشان داد تمرینات ثبات مرکزی باعث بهبود معنادار نمرات تعادل پویای اندام تحتانی در هر دو پای غالب و غیرغالب میشود، همسو میباشد (
13). همچنین چتارا و همکاران (
2016) در تحقیقی ارتباط معناداری بین قدرت ایزومتریک اندام تحتانی و آزمون تعادل وای نشان دادند که بیانگر نقش قدرت عضلانی در بهبود تعادل پویا میباشد (
33). بهبود تعادل پویای اندام تحتانی را میتوان به احتمال تقویت عضلات سرینی میانی و دورکنندههای هیپ نسبت داد که نقش کلیدی در تثبیت لگن در هنگام فعالیتهای تکپا دارند (
34). تمرینات ثبات مرکزی شامل حرکاتی مانند پل باسن تکپا و برد داگی است که بهطور خاص این عضلات را هدف قرار میدهند (
35). همچنین احتمال بهبود حس عمقی مفاصل زانو و مچ پا و افزایش دامنهی حرکتی دورسیفلکشن مچ پا از دیگر عواملی هستند که در بهبود تعادل پویا نقش دارند (
36). با توجه به اینکه بوکسورها تقریباً شصت تا هفتاد درصد از زمان مبارزه را در وضعیت تکپا سپری میکنند، بهبود تعادل پویا میتواند تأثیر قابلتوجهی بر کاهش احتمال پیچخوردگی مچ پا و آسیبهای زانو داشته باشد.
در زمینه تعادل پویای اندام فوقانی، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تمرینات ثبات مرکزی باعث بهبود معنادار این متغیر در هر سه جهت داخلی، تحتانی–خارجی و فوقانی–خارجی میشود. بیشترین بهبود مربوط به جهت فوقانی–خارجی بود که نشاندهندهی تأثیر مثبت تمرینات بر کنترل کمربند شانهای در وضعیتهای چالشی است. این یافته با نتایج پژوهش سعیدیزاده و همکاران (
2026) که نشان داد تمرینات ثبات مرکزی باعث بهبود معنادار نمرات تعادل پویای اندام فوقانی میشود، همسو میباشد (
13). همچنین کاسیولیما و همکاران (
2017) در مطالعهای بر روی افسران نیروی هوایی نشان دادند که تمرینات دورهبندیشده باعث بهبود معنادار نمرات تعادل اندام فوقانی میشود (
37). مکانیسمهای احتمالی مؤثر در بهبود تعادل پویای اندام فوقانی شامل افزایش ثبات و کنترل کتف، بهبود قدرت عضلات کمربند شانهای و افزایش هماهنگی بین تنه و اندام فوقانی میباشد (
38). کمربند شانهای بهعنوان نقطهی اتصال بین تنه و اندام فوقانی، نقش کلیدی در انتقال نیرو و ایجاد ثبات در حرکات بالاتنه دارد. تمرینات ثبات مرکزی با تقویت عضلات اطراف کتف و بهبود هماهنگی بین آنها، باعث افزایش ثبات کتف میشوند که این امر به بوکسورها اجازه میدهد تا در آزمون تعادل پویای اندام فوقانی، کنترل بیشتری بر موقعیت کتف و بازوی خود داشته باشند (
38). بهبود تعادل اندام فوقانی میتواند بهطور مستقیم با افزایش ثبات کمربند شانهای و بهبود انتقال نیرو در هنگام مشتزنی مرتبط باشد که این موضوع در ادامه مورد بحث قرار میگیرد.
در خصوص توان انفجاری عمودی اندام تحتانی، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تمرینات ثبات مرکزی باعث بهبود معنادار این متغیر میشود. توان انفجاری اندام تحتانی یکی از مؤلفههای کلیدی آمادگی جسمانی در بوکس محسوب میشود، زیرا تولید نیروی مشت از زمین شروع شده و از طریق زنجیرهی حرکتی به مشت منتقل میشود. بهبود توان پرش عمودی احتمالا نشاندهندهی افزایش ظرفیت تولید نیرو در زنجیرهی حرکتی تحتانی است که میتواند به بهبود عملکرد کلی بوکسور کمک کند (
39,
40). با توجه به اینکه در پژوهش حاضر نیروی ضربه مشت نیز بهطور همزمان بهبود یافته است، میتوان چنین استنباط کرد که بهبود توان انفجاری اندام تحتانی، بهعنوان حلقهی آغازین زنجیرهی حرکتی، یکی از عوامل مؤثر در افزایش نیروی مشت میباشد (
41). این یافته با نتایج پژوهش بروزاس و همکاران (
2016) که نشان داد تمرینات پلیومتریک با وزنه خارجی میتواند توان ضربه در شرایط زمانمحدود و تکرارشونده را بهبود دهد، همسو است و بیانگر اهمیت زنجیرهی حرکتی تحتانی در عملکرد بوکسورها میباشد (
39).
نهایتاً، نتایج مربوط به نیروی ضربه مشت نشان داد که تمرینات ثبات مرکزی باعث بهبود معنادار این متغیر در گروه تجربی میشود. این یافته با نتایج پژوهش براون و همکاران (
2021) که بر روی بوکسورهای حرفهای انجام شد، همسو میباشد (
11). در آن مطالعه، شش هفته تمرینات مقاومتی ناحیهی مرکزی بدن با تأکید بر تمرینات ایزومتریک تقویتی و تثبیتکننده منجر به بهبود چشمگیر عملکرد ضربه مشت دست عقب گردید و محققان این مطالعه بیان کردند که تمرینات ثبات مرکزی پایینتنه با ایجاد ثبات پروگزیمال، امکان تولید و انتقال مؤثرتر نیرو از اندامهای تحتانی به تنه و اندامهای فوقانی را فراهم میسازد (
11). مکانیسمهای احتمالی فیزیولوژیکی و بیومکانیکی مؤثر در بهبود نیروی ضربه مشت شامل بهبود انتقال نیرو در زنجیرهی حرکتی، افزایش سفتی فعال و غیرفعال مفاصل، بهبود کنترل چرخشی تنه و افزایش ثبات پروگزیمال میباشد. عضلات مرکزی بهعنوان «پل ارتباطی» بین اندامهای تحتانی و فوقانی عمل میکنند و تقویت این عضلات باعث میشود که نیروی تولیدشده در پاها با کمترین اتلاف ممکن از طریق تنه به مشت منتقل شود (
10). همچنین در بوکس، نیروی مشت تا حد زیادی از چرخش تنه و لگن ناشی میشود و تمرینات ثبات مرکزی با تقویت عضلات مایل شکم و سایر عضلات چرخانندهی تنه، باعث بهبود کنترل چرخشی و افزایش کارایی انتقال نیرو در هنگام مشتزنی میشوند. ایجاد ثبات در ناحیهی مرکزی بدن بهعنوان پایهای برای حرکات اندامها عمل میکند و به ورزشکاران اجازه میدهد تا با قدرت و سرعت بیشتری ضربات خود را اجرا کنند.
در مجموع، نتایج نشان میدهد که تمرینات ثبات مرکزی یک مداخله مؤثر و کارآمد برای بهبود الگوهای حرکتی عملکردی، تعادل ایستا و پویا، توان انفجاری اندام تحتانی و نیروی ضربه مشت در بوکسورهای آماتور میباشد. با توجه به اینکه بوکسورها به دلیل ماهیت یکطرفه و ضربهای این رشته در معرض خطر بالای آسیبهای اسکلتی–عضلانی قرار دارند، بهبود متغیرهای مذکور از طریق تمرینات ثبات مرکزی میتواند نقش مهمی در احتمال کاهش این خطرات و ارتقای عملکرد ورزشی ایفا کند. اندازه اثر بزرگ محاسبهشده برای تمامی متغیرها نشاندهندهی تأثیر قابلتوجه عملی این مداخله است که میتواند برای مربیان و متخصصان ورزشی از اهمیت بالایی برخوردار باشد؛ بنابراین، گنجاندن تمرینات ثبات مرکزی در برنامههای تمرینی بوکسورهای آماتور، بهویژه در دورههای پیشفصل و استفاده از آزمون غربالگری حرکت عملکردی در ارزیابیهای پیشفصل جهت شناسایی افراد در معرض خطر و طراحی برنامههای تمرینی اصلاحی، بهعنوان کاربردهای عملی این پژوهش توصیه میشود.
پژوهش حاضر با محدودیتهایی مواجه بود که در تفسیر نتایج باید مد نظر قرار گیرند. از جمله میتوان به حجم نسبتاً کوچک نمونه، عدم وجود دورهی پیگیری برای بررسی ماندگاری اثرات تمرینات، انجام پژوهش تنها بر روی بوکسورهای مرد و عدم کنترل دقیق عوامل فردی مانند برنامهی خواب، تغذیه و وضعیت روانی آزمودنیها اشاره کرد که تعمیم نتایج را با احتیاط مواجه میسازد. بر این اساس، انجام پژوهشهای آتی با حجم نمونهی بزرگتر و بر روی بوکسورهای زن، استفاده از طرحهای طولی با دورههای پیگیری طولانیمدت، بهکارگیری ابزارهای دقیقتر ارزیابی مانند الکترومایوگرافی و ایزوکینتیک برای بررسی مکانیسمهای عصبی-عضلانی، و همچنین بررسی تأثیر ترکیب تمرینات ثبات مرکزی با سایر روشهای تمرینی بر عملکرد بوکسورها، به پژوهشگران پیشنهاد میگردد.
نتیجهگیری نهایی
نتایج پژوهش حاضر نشان داد که هشت هفته تمرینات ثبات مرکزی تأثیر مثبت و معناداری بر بهبود کیفیت حرکات بنیادین (نمرات آزمون غربالگری حرکت عملکردی)، تعادل ایستا و پویا (اندامهای فوقانی و تحتانی)، توان انفجاری عمودی اندام تحتانی و نیروی ضربه مشت در بوکسورهای آماتور دارد. بهبود نمرهی آزمون غربالگری حرکت عملکردی از آستانه خطر (
14) به سطح بالاتر، بیانگر کاهش عوامل خطرزای مرتبط با آسیب در ورزشکاران گروه تجربی است. همچنین بهبود تعادل پویا و ایستا، بهویژه با توجه به اینکه بوکسورها حدود شصت تا هفتاد درصد از زمان مبارزه را در وضعیت تکپا سپری میکنند، احتمالاً میتواند نقش مهمی در کاهش خطر آسیبهای اندام تحتانی ایفا کند. افزایش توان انفجاری پا و نیروی مشت نیز نشاندهندهی تأثیر تمرینات ثبات مرکزی بر عملکرد اختصاصی بوکس از طریق بهبود انتقال نیرو در زنجیرهی حرکتی است. بهطورکلی، تمرینات ثبات مرکزی با تقویت عضلات ثباتدهنده و بهبود هماهنگی عصبی-عضلانی، بهعنوان مداخلهای مؤثر و کمهزینه میتوانند در کاهش عوامل خطر و زمینهسازی برای ارتقای عملکرد ورزشی بوکسورها نقش اساسی ایفا کنند. با این حال، برای نتیجهگیری قطعی در مورد کاهش واقعی میزان آسیب، انجام پژوهشهای طولی با پیگیری مستقیم میزان آسیب توصیه میشود. بنابراین، گنجاندن این تمرینات در برنامههای تمرینی روزانه بوکسورها، بهویژه در دورههای پیشفصل و استفاده از آزمون غربالگری حرکت عملکردی در ارزیابیهای پیشفصل به مربیان و متخصصان ورزشی به عنوان یک راهکار پیشگیرانه مکمل توصیه میشود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
با توجه به دستورالعملهای اجرایی دانشگاه محل انجام پژوهش و بر اساس آییننامهی بررسی طرحهای پژوهشی در حوزهی علوم ورزشی، انجام این مطالعهی غیرتهاجمی با حداقل ریسک، نیازمند اخذ کد اخلاق خاص از کمیتهی اخلاق دانشگاه نبوده و صرفاً با اخذ مجوز از معاونت پژوهشی مربوطه مجاز شناخته شد. با این وجود، پژوهشگران متعهد به رعایت کامل تمامی اصول مندرج در بیانیهی هلسینکی (ویرایش 2013) بودهاند. بدین منظور، پیش از شروع هرگونه ارزیابی و مداخله، اهداف پژوهش، فرایند اجرای آزمونها و مدت زمان مشارکت، بهصورت شفاهی و کتبی برای تمامی آزمودنیها تشریح گردید و رضایتنامهی آگاهانه (کتبی) از کلیهی آزمودنیها اخذ شد. همچنین به افراد تأکید گردید که مشارکت در پژوهش کاملاً داوطلبانه بوده و آنها میتوانند در هر مرحله، بدون تحمیل هیچگونه هزینه یا عواقب جبرانی، از ادامهی همکاری انصراف دهند. محققان ملزم به حفظ محرمانگی کامل اطلاعات شخصی و دادههای خام آزمودنیها در تمام مراحل جمعآوری، تحلیل و گزارشدهی بوده و با نظارت مستمر متخصصان، از بروز هرگونه آسیب جسمانی یا روانی حین انجام آزمونها جلوگیری به عمل آوردند.
حامی مالی
این پژوهش هیچگونه حمایت مالی اختصاصی از سوی سازمانهای تأمینکننده بودجه در بخشهای دولتی، تجاری یا غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
رسول بیاتی: مفهومپردازی، روششناسی، تحلیل، نظارت، نگارش پیشنویس اولیه، بازبینی و ویرایش متن.
محمد مشهدی: مفهومپردازی، روششناسی، نگارش پیشنویس اولیه، بازبینی و ویرایش متن.
پوریا حاجیخانی: انجام پژوهش، مدیریت اجرایی پروژه، بازبینی و ویرایش متن.
تمامی نویسندگان نسخه نهایی مقاله را مطالعه و تأیید کردند.
تعارض
نویسندگان اعلام میکنند که در ارتباط با انتشار این مقاله هیچگونه تعارض منافعی وجود ندارد.