مقدمه
کنترل پاسچر بهعنوان یکی از ارکان اساسی فعالیتهای روزمره و مهارتهای ورزشی، نقشی کلیدی در اجرای بهینهی حرکات و پیشگیری از آسیبهای اسکلتی-عضلانی ایفا میکند. این توانایی پیچیده، حاصل تعامل سه سیستم اصلی اطلاعات حسی (بینایی، دهلیزی و حس عمقی)، دامنهی حرکتی مفاصل و قدرت و هماهنگی عضلانی است (
2،
1). در میان ورزشکاران، بهویژه نوجوانان، اختلال در تعادل بهعنوان یکی از مهمترین عوامل خطرساز داخلی شناخته میشود؛ در این راستا، فرهادی (
2013) دریافت که رابطه معکوس مهمی بین نمرات تعادل ایستا و پویا و فراوانی آسیبهای اندام تحتانی در بین ورزشکاران نوجوان وجود دارد، بهطوریکه تعادل ضعیف احتمال آسیبدیدگی را افزایش میدهد (
3). ورزشکاران حرفهای در مقایسه با افراد مبتدی، الگوهای پاسخ مرکز فشار متفاوتی در حین فرودهای دفاعی از خود نشان میدهند که این تفاوت میتواند بر کنترل پاسچر و ریسک آسیبهای اندام تحتانی تأثیر بگذارد (
4). شیوع بالای آسیبهای غیربرخوردی در رشتههای پرشی و برشی نظیر فوتسال، توجه پژوهشگران را به شناسایی و اصلاح ریسک فاکتورهای بیومکانیکی معطوف ساخته است (
6،
5).
آسیب رباط صلیبی قدامی (ACL) یکی از شایعترین آسیبهای غیربرخوردی اندام تحتانی در ورزشکاران رشتههای توپی به شمار میرود که اغلب طی مانورهایی نظیر کاهش شتاب ناگهانی، تغییر مسیرهای برشی و فرود ناایمن پس از پرش رخ میدهد (
7). بیومکانیک معیوب پرش-فرود بهعنوان یکی از مهمترین عوامل خطرزای این آسیب شناخته میشود (
7)؛ بهگونهای که کاهش زاویه فلکشن زانو، والگوس پویای زانو و چرخش داخلی ران در حین فرود، بارگذاری رباط را بهطور معناداری افزایش میدهند (
8،
7). همچنین، الگوی فرود با تنه صاف (کاهش فلکشن تنه) و جابهجایی جانبی تنه به سمت اندام حمایتکننده، خطر آسیب ACL را تشدید میکند (
9،
7). ازآنجاکه آسیبهای غیربرخوردی ACL اغلب در الگوهای حرکتی چندمرحلهای و با ترکیبی از والگوس زانو، چرخش داخلی ران و کاهش فلکشن زانو رخ میدهند (
10)، اصلاح الگوی حرکتی در مانور فرود بهعنوان یک راهبرد کلیدی در پیشگیری از این آسیب محسوب میشود (
11،
7).
برای ارزیابی دقیق و مقرون به صرفهی ریسک فاکتورهای فرود، ابزارهای میدانی معتبری نظیر سیستم امتیازدهی خطای پرش- فرود (LESS) توسعه یافتهاند. این آزمون که پایایی بین آزمونگر و درون آزمونگر آن خوب تا عالی گزارش شده است، امکان بررسی خطاهای تکنیکی نظیر والگوس زانو، فلکشن تنه و زاویهی مچ پا را بدون نیاز به تجهیزات گرانقیمت آزمایشگاهی فراهم میسازد (
13،
12). هرچند دستگاههای آنالیز حرکت آزمایشگاهی دقیقترین روش محسوب میشوند، اما محدودیتهای مالی و زمانی، استفاده از آنها را در گروههای بزرگ با چالش مواجه میسازد و آزمون LESS را به ابزاری کاربردی در محیطهای بالینی و میادین ورزشی تبدیل کرده است (
14).
در سالهای اخیر، تمرین در محیط آبی به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد فیزیکی آب از جمله شناوری (کاهش وزن بدن)، مقاومت و امواج سطحی، بهعنوان یک راهبرد مؤثر در توانبخشی و بهبود عملکرد ورزشی مورد توجه قرار گرفته است. شناوری آب باعث کاهش بار وارده بر مفاصل شده و امواج آب بهعنوان یک محرک تعادلی خارجی، سیستم کنترل پاسچر را به چالش میکشد و در نتیجه موجب بهبود تعادل ایستا و پویا میشود (
15،
16). از منظر عصبی-عضلانی، تمرینات تناوبی با شدت بالا میتوانند از طریق ایجاد خستگی کنترلشده، الگوهای حرکتی را تغییر دهند، ورملن و همکاران (
2023) نشان دادند که یک پروتکل خستگی تناوبی با شدت بالا در بازیکنان والیبال منجر به تغییرات معنادار در کینماتیک فرود از جمله استراتژی فرود سختتر در اندام تحتانی (کاهش فلکشن زانو و ران) و فلکشن طولانیمدتتر لگن-تنه میشود که بهعنوان یک مکانیسم محافظتی برای کاهش نیروهای وارده بر تاندون پاتلا تفسیر شده است (
17). در این میان، تردمیل آبی بهعنوان یکی از تجهیزات پیشرفته، امکان انجام تمرینات هوازی و تناوبی را در آب برای طیف وسیعی از افراد با سطوح مختلف آمادگی جسمانی فراهم کرده است (
18). از سوی دیگر، مطالعات زیستمکانیکی نشان دادهاند که انجام تمرینات پرشی در آب منجر به کاهش
33 تا
54 درصدی در نیروهای اوج ضربه، کاهش
19 تا
54 درصدی در ایمپالس و کاهش
33 تا
62 درصدی در نرخ توسعه نیرو نسبت به خشکی میشود (
19). این کاهش بار مکانیکی، محیط آب را به یک بستر ایمن برای بازآموزی الگوهای عصبی-عضلانی فرود تبدیل میکند. پژوهشها نشان دادهاند که این نوع تمرینات میتواند منجر به افزایش حجم عضلات چهار سر ران، کاهش التهاب مفصل و بهبود دامنهی حرکتی پس از آسیبهای ACL شود (
20). همچنین، هاسکین و همکاران (
2013) گزارش کردند که تمرینات آبی نسبت به دویدن در تردمیل آبی سرد و گرم، تأثیر بیشتری بر بهبود پرش و انعطافپذیری فوتبالیستها دارد (
21). لی و همکاران (
2017 و
2018) نیز بهبود قابلتوجهی در تقارن راه رفتن، تعادل و قدرت ایستا در بیماران سکته مغزی متعاقب تمرینات تردمیل آبی مشاهده کردند (
22،
23). صفری و همکاران (
2022) و سبزی و همکاران (
2021 و
2022) بر تأثیر مثبت تمرینات ثبات مرکزی و تردمیل آبی بر بهبود الگوی فرود و تعادل سالمندان و کودکان بیشفعال تأکید کردهاند (
12،
18،
24).
با وجود شواهد مثبت مبنی بر تأثیر تمرینات آبی بر تعادل و توانبخشی، تاکنون پژوهشی به بررسی تأثیر یک دوره تمرینات تناوبی با شدت بالا بر روی تردمیل آبی بر کینماتیک الگوی پرش-فرود و تعادل در فوتسالیستهای حرفهای نپرداخته است. فرضیههای پژوهش حاضر این بود که شش هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا روی تردمیل آبی بر کنترل پاسچر (تعادل ایستا و پویا) و بیومکانیک پرش-فرود (نمره LESS و پارامترهای کینماتیکی منتخب) در فوتسالیستهای حرفهای تأثیر معناداری دارد. با توجه به خلأ تحقیقاتی موجود و شیوع بالای آسیبهای اندام تحتانی در فوتسال، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر شش هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا روی تردمیل آبی بر کنترل پاسچر و بیومکانیک پرش-فرود فوتسالیستهای حرفهای طراحی شد.
روشها
آزمودنیها
پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفیشده با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. آزمودنیها در دو گروه تجربی (تمرینات تناوبی با شدت بالا روی تردمیل آبی) و کنترل (بدون مداخله) مورد بررسی قرار گرفتند. جامعهی آماری را کلیهی بازیکنان تیم فوتسال حرفهای آلومینیوم اراک در فصل 1402-1401 تشکیل دادند که تعداد آنها 16 نفر بود (دامنهی سنی: 18 تا 32 سال). با توجه به محدود بودن جامعه، نمونهی آماری بهصورت تمامشماری (کل جامعه) انتخاب شد و آزمودنیها بهصورت تصادفی ساده در دو گروه مساوی تجربی (8 نفر) و کنترل (8 نفر) تقسیم شدند. معیارهای ورود به مطالعه عبارت بودند از: عدم وجود هرگونه آسیب اسکلتی- عضلانی در اندام تحتانی طی سه ماه گذشته؛ نداشتن سابقهی عمل جراحی در مفاصل یا استخوانهای اندام تحتانی؛ داشتن حداقل سه سال سابقهی بازی حرفهای فوتسال. معیارهای خروج از مطالعه نیز شامل: غیبت بیش از دو جلسه در جلسات تمرینی؛ بروز هرگونه آسیب حین دورهی تمرینات تخصصی فوتسال. پیش از آغاز پژوهش، کلیهی آزمودنیها رضایتنامهی کتبی آگاهانه امضا کردند و از اهداف، روند اجرا و خطرات احتمالی پژوهش مطلع شدند. این پژوهش با تأیید کمیتهی اخلاق دانشگاه اراک انجام شد.
ابزارهای پژوهش
برای دستیابی به اهداف پژوهش، از ابزارهای مختلفی استفاده شد. تمرینات تناوبی روی تردمیل آبی (HydroTrack، مدل HT-
1000، ساخت استرالیا) با قابلیت تنظیم سرعت و عمق آب انجام شد (
25). برای ارزیابی بیومکانیک پرش-فرود از سیستم امتیازدهی خطای پرش-فرود (LESS) استفاده شد. بدین منظور، دو دوربین فیلمبرداری دیجیتال (Sony، مدل HDR-CX4
05، ساخت ژاپن) با نرخ نمونهبرداری
60 هرتز در فواصل
8/4 متر (نمای فرونتال) و
4 متر (نمای ساجیتال) از آزمودنیها فیلمبرداری کردند. تصاویر ثبتشده بهمنظور امتیازدهی LESS و استخراج پارامترهای کینماتیکی شامل والگوس زانو، فلکشن زانو، فلکشن تنه و فلکشن جانبی تنه با استفاده از نرمافزار Kinovea تحلیل شدند (
26). کنترل پاسچر از طریق اندازهگیری تعادل ایستا و پویا ارزیابی شد. برای سنجش تعادل ایستا، از آزمون لکلک استفاده شد و زمان حفظ تعادل روی پای برتر با استفاده از کرونومتر دیجیتال (Casio، مدل HS-
80TW، ساخت ژاپن) ثبت گردید (
27). تعادل پویا با استفاده از آزمون تعادل Y و کیت مخصوص آن (Perform Better، مدل YBT-Kit) در سه جهت دستیابی ارزیابی شد. همچنین، طول واقعی پای آزمودنیها با استفاده از متر نواری استاندارد (SECA، مدل
201، ساخت آلمان) اندازهگیری گردید (
28). علاوه بر این، از پرسشنامه مشخصات فردی و رضایتنامه کتبی برای ثبت اطلاعات جمعیتشناختی و اخذ رضایت آگاهانه از شرکتکنندگان استفاده شد.
روش اجرای آزمونها
پیش از اجرای آزمونها، پای برتر آزمودنیها با استفاده از روش پای ترجیحی برای شوت کردن و گام برداشتن تعیین شد (
29). بر اساس این روش، پای راست بهعنوان پای برتر تمامی شرکتکنندگان شناسایی گردید. همچنین، بهمنظور کنترل شرایط محیطی و کاهش اثر متغیرهای مخدوشگر، دمای سالن در محدوده
24 تا
26 درجه سانتیگراد تنظیم شد و تمامی آزمونها در ساعات
9 تا
11 صبح اجرا شدند. به گروه کنترل نیز توصیه شد که هیچ فعالیت ورزشی منظمی خارج از برنامه معمول تیم انجام ندهند. مرحله پیشآزمون: در این مرحله، ابتدا آزمون خطای فرود (LESS) اجرا شد. بدین منظور، آزمودنیها از روی سکوی
30 سانتیمتری به فاصله نصف قد خود پریده و بلافاصله یک پرش عمودی حداکثری انجام دادند. پس از اجرای دو پرش تمرینی، سه پرش معتبر ثبت شد و میانگین امتیاز سه پرش بهعنوان امتیاز نهایی LESS محاسبه گردید. امتیازدهی بر اساس چکلیست دهسؤالی LESS انجام شد (
26،
13). برای ارزیابی تعادل ایستا از آزمون لکلک استفاده شد. در این آزمون، آزمودنیها روی پای برتر ایستاده، دستها را روی کمر قرار داده و پای غیربرتر را روی زانوی پای اتکا گذاشتند. سپس با فرمان آزمونگر، روی پنجه پا بلند شدند و زمان حفظ تعادل آنها ثبت گردید. این آزمون سه بار تکرار شد و بهترین زمان بهعنوان امتیاز نهایی در نظر گرفته شد (
27). برای ارزیابی تعادل پویا نیز از آزمون تعادل Y (YBT) استفاده شد. در این آزمون، آزمودنیها در مرکز دستگاه Y بالانس روی پای برتر ایستاده و با پای دیگر در سه جهت قدامی، خلفی داخلی و خلفی خارجی، حداکثر فاصله دستیابی ممکن را ثبت کردند. هر جهت سه بار اجرا شد و میانگین سه تکرار محاسبه گردید. نمرات نیز بر اساس درصد طول پا گزارش شدند (
28). همچنین، بهمنظور بررسی بیومکانیک پرش، پارامترهای کینماتیکی شامل زوایای فلکشن تنه، فلکشن جانبی تنه، والگوس زانو و فلکشن زانو، همزمان با اجرای آزمون LESS، از طریق تحلیل تصاویر ثبتشده با استفاده از نرمافزار Kinovea استخراج شدند. مرحله پسآزمون: بلافاصله پس از اتمام دوره ششهفتهای تمرینی، تمامی آزمودنیهای هر دو گروه، همان آزمونهای مرحله پیشآزمون را با شرایط و ابزارهای یکسان مجدداً انجام دادند.
پروتکل تمرینی
گروه تجربی یک دورهی شش هفتهای تمرینات تناوبی با شدت بالا روی تردمیل آبی را انجام دادند درحالیکه گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. پروتکل بر اساس مطالعهی برسل و همکاران (
2014) طراحی شد (
25). هر جلسه شامل
5 دقیقه گرم کردن (
50 درصد سرعت بیشینه) و
5 دقیقه سردکردن (
50 درصد سرعت بیشینه) بود. عمق آب در طول جلسات تمرینی تا سطح جناغ سینهای (زائده خنجری) تنظیم و دمای آب در محدوده
28 تا
30 درجه سانتیگراد حفظ گردید.
جدول 1 مشخصات کامل پروتکل تمرینی را نشان میدهد. تمامی جلسات توسط یک مربی با تجربه نظارت شدند.
تجزیهوتحلیل آماری
از میانگین و انحراف معیار برای آمار توصیفی استفاده گردید. آزمون شاپیرو-ویلک برای بررسی نرمال بودن توزیع دادهها و آزمون لون برای بررسی همگنی واریانسها به کار گرفته شد. سطح معناداری 0/05>p در نظر گرفته شد. برای تحلیل دادهها، از آزمون تیزوجی جهت مقایسههای درونگروهی و آزمون تیمستقل جهت مقایسههای بینگروهی استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 25 تحلیل شدند.
یافتهها
در این پژوهش
16 نفر از بازیکنان تیم فوتسال حرفهای آلومینیوم اراک با دامنهی سنی
18 تا
32 سال شرکت داشتند. اطلاعات توصیفی مربوط به متغیرهای جمعیتشناختی کلیهی آزمودنیها در
جدول 2 ارائه شده است. نتایج آزمون تی-تست مستقل نشان داد که بین دو گروه تجربی و کنترل از نظر متغیرهای سن، قد، وزن، شاخص توده بدنی و طول پا هیچ اختلاف معناداری وجود ندارد (
0/05<p)، که حاکی از همگن بودن دو گروه در ابتدای پژوهش است (
جدول 2). پیش از تحلیل استنباطی، نرمال بودن توزیع دادهها با استفاده از آزمون شاپیرو-ویلک و همگنی واریانسها با آزمون لون (
جدول 3) تأیید شد (
0/05<p). بنابراین از آزمونهای پارامتریک شامل تی-تست زوجی (مقایسههای درونگروهی) و تی-تست مستقل (مقایسههای بینگروهی برای تحلیل دادهها
جدول 1. مشخصات پروتکل تمرین تناوبی با شدت بالا ششهفتهای روی تردمیل آبی.
جدول 2. مقایسه ویژگیهای دموگرافیک بین دو گروه (میانگین ± انحراف استاندارد)
جدول 3. نتایج آزمون لون برای بررسی همگنی واریانسها بین دو گروه کنترل و تجربی
استفاده شد. نتایج مربوط به متغیرهای الگوی پرش-فرود و تعادل ایستا در
جدول 4 ارائه شده است. در متغیر الگوی پرش-فرود، نتایج آزمون تی-تست مستقل نشان داد که در مرحلهی پیشآزمون (
0/49=p)، پسآزمون (
0/55= p) و میزان تغییرات (
0/59= p) هیچ اختلاف معناداری بین دو گروه مشاهده نشد. همچنین آزمون تی-تست زوجی نشان داد که تغییرات درونگروهی از پیشآزمون به پسآزمون در هر دو گروه کنترل (
0/35= p) و تجربی (
1/00= p) معنادار نبود. بنابراین، تمرینات تناوبی روی تردمیل آبی تأثیر معناداری بر الگوی پرش-فرود فوتسالیستهای حرفهای نداشت.
در متغیر تعادل ایستا، آزمون تی-تست مستقل نشان داد که در مرحلهی پیشآزمون (
0/59= p) و پسآزمون (
0/53= p) هیچ اختلاف معناداری بین دو گروه وجود ندارد. بااینحال، میزان تغییرات بین دو گروه معنادار بود (
0/01= p). آزمون تی-تست زوجی نیز نشان داد که تغییرات درونگروهی در گروه کنترل معنادار نبود (
0/32= p)، اما در گروه تجربی افزایش معناداری مشاهده شد (
0/024= p). بنابراین، تمرینات تناوبی روی تردمیل آبی تأثیر معناداری بر تعادل ایستا فوتسالیستهای حرفهای داشت. نتایج مربوط به تعادل پویا (آزمون YBT) در شش جهت (سه جهت برای پای راست و سه جهت برای پای چپ) در
جدول 5 ارائه شده است. نتایج آزمون تی-تست مستقل نشان داد که در جهت قدامی پای راست، میزان تغییرات بین دو گروه معنادار بود (
0/001=p). آزمون تی-تست زوجی افزایش معناداری را در گروه تجربی نشان داد (
0/001>p). در جهت خلفیداخلی پای چپ، میزان تغییرات بین دو گروه معنادار بود (
0/046=p) و آزمون تی-تست زوجی افزایش معناداری را در گروه تجربی نشان داد (
0/021=p). در جهت خلفیخارجی پای چپ نیز میزان تغییرات بین دو گروه معنادار بود (
0/032=p) و آزمون تی-تست زوجی افزایش معناداری را در گروه تجربی نشان داد (
0/02=p). در سایر جهات، تفاوت معناداری مشاهده نشد (
0/05<p).
جدول 4. مقایسه الگوی فرود-پرش و تعادل ایستا بین دو گروه (میانگین ± انحراف استاندارد)
جدول 5. مقایسه تعادل پویا (YBT) در شش جهت بین دو گروه (میانگین ± انحراف استاندارد)
نتایج پارامترهای کینماتیکی در
جدول 6 ارائه شده است. نتایج نشان داد که تمرینات تناوبی روی تردمیل آبی تأثیر معناداری بر بیومکانیک پرش-فرود نداشت؛ بهگونهای که نه نمره کلی LESS و نه هیچیک از پارامترهای کینماتیکی (والگوس زانو، فلکشن زانو، فلکشن تنه و فلکشن جانبی تنه) در مراحل پیشآزمون و پسآزمون تغییر معناداری نشان ندادند. همچنین تغییرات درونگروهی در هر دو گروه معنادار نبود (
0/05 <p).
بحث
یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که شش هفته تمرینات تناوبی روی تردمیل آبی تأثیر معناداری بر تعادل ایستا و برخی جهات تعادل پویا دارد، اما بر الگوی پرش- فرود و پارامترهای کینماتیکی تأثیر معناداری نداشته است. این نتایج نشان میدهد که اگرچه تمرینات آبی میتوانند بهعنوان یک راهبرد مؤثر برای بهبود کنترل پاسچر در ورزشکاران حرفهای مورد استفاده قرار گیرند، اما برای اصلاح الگوهای حرکتی مرتبط با آسیب ACL کافی نیستند. نتایج مربوط به الگوی پرش-فرود نشان داد که تمرینات تناوبی روی تردمیل آبی نتوانسته است نمرهی LESS را بهبود بخشد. این یافته با پژوهش صفری بک و همکاران (
2020) که نشان دادند افزایش قدرت عضلات دورکننده و چرخاننده خارجی ران طی
6 تا
8 هفته میتواند مکانیک فرود را اصلاح کند، همسو نیست (
13). به نظر میرسد با وجود مقاومت آب، این تمرینات بهاندازهی کافی بر گروههای عضلانی خاص که نقش کلیدی در کنترل والگوس و اصلاح
جدول 6. مقایسه پارامترهای کینماتیکی بین دو گروه (میانگین ± انحراف استاندارد)

الگوی فرود دارند، تأثیر نگذاشته است. علاوه بر این، مطالعهی علیمرادی و همکاران (
2021) نشان داد که برنامهی
11+ که شامل ترکیبی از تمرینات قدرتی، پلایومتریک و تعادلی است، پس از
16 هفته باعث بهبود نمرات LESS میشود (
30)، درحالیکه پروتکل پژوهش حاضر صرفاً بر تمرینات تناوبی هوازی در آب متمرکز بود و فاقد مؤلفههای اصلاحی و پلایومتریک بود. از سوی دیگر، خستگی ناشی از شدت بالای تمرینات و سطح بالای آمادگی اولیهی آزمودنیها که موجب محدودیت سقف بهبود شده است، از دیگر عواملی هستند که ممکن است در عدم تغییرات نمرهی LESS نقش داشته باشند (
31). با توجه به اینکه آزمودنیهای این پژوهش را ورزشکاران حرفهای تشکیل میدادند، احتمالاً نمرات LESS آنها در ابتدای پژوهش در سطح پایینتری قرار داشت و دامنهی بهبود ممکن محدود بوده است. در مقابل، تأثیر معنادار تمرینات بر تعادل ایستا و پویا با پژوهشهای پیشین همسو است. سبزی و همکاران (
2022) نشان دادند که تمرینات تردمیل آبی باعث بهبود تعادل ایستا به میزان
62 درصد و تعادل پویا به میزان
71 درصد در زنان سالمند میشود (
18). همچنین صفری و همکاران (
2022) تأثیر
8 هفته تمرینات ثبات مرکزی بر تعادل ایستا و پویا را تأیید کردند (
12). سیدجعفری و همکاران (
2017) و طاهری (
2015) نیز به نتایج مشابهی در مورد تأثیر مثبت تمرینات آبی بر تعادل سالمندان دست یافتند (
32،
33). از نظر فیزیولوژیکی، سه عامل کلیدی در بهبود تعادل در آب نقش دارند: نخست، شناوری آب با کاهش بارگذاری بر روی مفاصل، به افراد اجازه میدهد تا با دامنهی حرکتی بیشتری تمرین کنند و حس عمقی بهتری را تجربه کنند. دوم، ویسکوزیته و مقاومت آب بهعنوان یک محرک حسی مداوم عمل کرده و گیرندههای پوستی و مفصلی را تحریک میکند که منجر به بهبود پردازش اطلاعات حس عمقی در سیستم عصبی مرکزی میشود. سوم، امواج و جریانهای آب سیستم دهلیزی را به چالش میکشند و باعث بهبود ادغام اطلاعات حسی و پاسخهای حرکتی میشوند. این سه عامل بهصورت همزمان باعث بهبود کنترل پاسچر و افزایش تعادل در افراد میشوند.
در مورد پارامترهای کینماتیکی، نتایج نشان داد که تمرینات تردمیل آبی بر هیچیک از چهار پارامتر والگوس زانو، فلکشن جانبی تنه، فلکشن زانو و فلکشن تنه تأثیر معناداری نداشته است. این یافته با نتایج وانگ و همکاران (
2010) همسو است که نشان دادند غوطهوری در آب سرد هیچ تأثیری بر مکانیک فرود ندارد (
34). همچنین، برسل و همکاران (
2017) گزارش کردند که شش هفته تمرین روی تردمیل آبی، کینماتیک دویدن روی تردمیل خشکی را تغییر نمیدهد (
35). این یافتهها حاکی از آن است که محیط آب ممکن است محرک کافی برای بازآموزی الگوهای حرکتی خاص فرود در خشکی فراهم نکند و تغییرات کینماتیکی حین تمرین در آب، لزوماً به تکالیف در خشکی منتقل نمیشود. بهبیاندیگر، اگرچه شناوری آب بار مفصلی را کاهش میدهد و میتواند به بهبود تعادل کمک کند، اما احتمالاً برای اصلاح الگوهای حرکتی خاص فرود در خشکی، نیاز به تمرینات اختصاصیتر و شبیهسازیشدهتر در همان محیط وجود دارد.
در مقابل، سماکوش و نورسته (
2021) نشان دادند که تمرینات عصبی-عضلانی میتواند والگوس زانو را بهبود بخشد که حاکی از نقش کلیدی سیستم عصبی-عضلانی در کنترل این ناهنجاری است (
36). به نظر میرسد تمرینات تناوبی در تردمیل آبی بهاندازهی کافی بر بهبود عملکرد عصبی-عضلانی تأثیر نگذاشته است. در خصوص فلکشن زانو، نتایج پژوهش حاضر با مطالعهی فتاحی و همکاران (
2018) که نشان دادند
8 هفته تمرینات ثبات مرکزی باعث افزایش فلکشن زانو و کاهش نیروی برشی قدامی میشود، همسو نیست (
37). این تفاوت احتمالاً به دلیل ماهیت متفاوت تمرینات است؛ تمرینات ثبات مرکزی مستقیماً بر کنترل تنه و لگن تأثیر میگذارند که میتواند الگوی فلکشن زانو را تغییر دهد، درحالیکه تمرینات تناوبی در تردمیل آبی بیشتر بر استقامت قلبی- تنفسی و قدرت عمومی عضلات متمرکز است. همچنین پژوهش موردی ماروزسکا و پاناسوک (
2020) نشان داد که تمرینات تردمیل آبی میتواند دامنهی حرکتی زانو را افزایش دهد (
20)، اما در پژوهش حاضر که بهصورت کلی انجام شد، چنین اثری مشاهده نشد که احتمالاً به دلیل حجم نمونهی کوچک و ویژگیهای فردی در مطالعهی موردی است. در مورد فلکشن جانبی تنه، عدم تأثیر تمرینات با نتایج پژوهش مهاجران و همکاران (
2017) که نشان دادند تمرینات عصبی-عضلانی بر فلکشن جانبی تنه مؤثر است، همسو نیست (
38). مهمترین دلیل این ناهمسویی، ماهیت اجرای پروتکل تمرینی است؛ تمرینات روی تردمیل آبی عمدتاً در صفحهی ساجیتال (حرکت رو به جلو) انجام میشود و تأثیر چندانی بر صفحهی فرونتال (فلکشن جانبی) ندارد. نهایتاً، عدم تأثیر بر فلکشن تنه با نتایج پژوهش یداللهی و همکاران (
2022) که نشان دادند تمرینات عصبی-عضلانی بر فلکشن تنه تأثیری ندارد، همسو است (
39). شناوری آب موجب میشود بدن تمایل به وضعیت اکستنشن داشته باشد و تنه در وضعیت عمودیتری قرار گیرد، بنابراین افراد در طول تمرینات روی تردمیل آبی بهطور طبیعی وضعیت فلکشن تنه را تجربه نمیکنند و در نتیجه این الگوی حرکتی بهبود نمییابد. همچنین، رجبی و محمدپور (
2014) به ارتباط معنادار بین فلکشن تنه و نیروی برشی قدامی تیبیا اشاره کردند (
40) در حالیکه بلکبرن و پادوا (
2009،
2008) نشان دادند که فلکشن تنه باعث کاهش نیروی عکسالعمل زمین و افزایش فلکشن ران و زانو میشود (
41،
42). بااینحال، عدم تأثیر تمرینات تردمیل آبی بر فلکشن تنه در پژوهش حاضر، احتمالاً به دلیل ماهیت شناوری آب و قرارگیری تنه در وضعیت اکستنشن است.
پژوهش حاضر با محدودیتهایی نیز مواجه بود. حجم نمونه کم (16 نفر) از محدودیتهای اصلی این پژوهش بود که ناشی از ماهیت مطالعه و محدود بودن جامعه آماری به یک تیم حرفهای واحد بود؛ بنابراین تعمیم نتایج به کل فوتسالیستهای حرفهای باید با احتیاط انجام شود. همچنین، دوره تمرینی شش هفته ممکن است برای ایجاد تغییرات ساختاری و عصبی-عضلانی پایدار در پارامترهای کینماتیکی کافی نبوده باشد. استفاده از تحلیل حرکت دوبعدی نیز از دیگر محدودیتهای این پژوهش بودند. با وجود این محدودیتها، یافتههای این پژوهش میتواند مبنایی برای پژوهشهای آینده با روششناسی دقیقتر قرار گیرد.
نتیجهگیری نهایی
شش هفته تمرینات تناوبی روی تردمیل آبی به بهبود کنترل پاسچر (تعادل ایستا و برخی مؤلفههای تعادل پویا) در فوتسالیستهای حرفهای منجر شد. بااینحال، این تمرینات بر الگوی پرش-فرود و پارامترهای کینماتیکی مرتبط با ریسک آسیب ACL (والگوس زانو، فلکشن زانو، فلکشن تنه و فلکشن جانبی تنه) تأثیر معناداری نداشتند. ازآنجاکه نحوهی فرود یکی از ریسک فاکتورهای اصلی آسیب رباط صلیبی قدامی محسوب میشود، یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که تمرینات تناوبی روی تردمیل آبی بهتنهایی نمیتوانند بهعنوان یک مداخلهی کاربردی برای بهبود این ریسک فاکتور و پیشگیری از آسیب ACL در فوتسالیستهای حرفهای توصیه شوند. بر این اساس، این تمرینات صرفاً برای بهبود کنترل پاسچر مفید هستند و برای اصلاح بیومکانیک فرود کافی نیستند. با توجه به شیوع بالای آسیبهای ACL در فوتسال و ماهیت چندعاملی این آسیب، طراحی برنامههای تمرینی ترکیبی که در کنار تمرینات آبی، شامل تمرینات عصبی-عضلانی، ثبات مرکزی و پلایومتریک باشد، رویکردی منطقیتر و کارآمدتر برای پیشگیری خواهد بود. به پژوهشگران آینده پیشنهاد میشود که این مداخله را با حجم نمونهی بزرگتر و در هر دو جنس، با دورهی تمرینی طولانیتر (8 تا 12 هفته)، با استفاده از سیستمهای آنالیز حرکت سهبعدی و اندازهگیری همزمان فعالیت الکترومایوگرافی عضلات، بر روی ورزشکاران رشتههای مختلف ورزشی انجام دهند و اثرات بلندمدت آن را نیز ارزیابی کنند.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
تمام ملاحظات اخلاقی در این مطالعه بهطور کامل رعایت شد. شرکتکنندگان قبل از شرکت در مطالعه، بهطور مفصل در مورد مراحل تحقیق مطلع شده و رضایت کتبی خود را ارائه دادند. همچنین به آنها اطمینان داده شد که حق انصراف از مطالعه در هر زمان را دارند. علاوه بر این، تمام اطلاعات شخصی کاملاً محرمانه نگه داشته شده و صرفاً برای اهداف تحقیقاتی استفاده میشود. این مطالعه توسط کمیته اخلاق دانشگاه اراک با کد اخلاق IR.ARAKU.REC.1402.012 تأیید شده است.
حامی مالی
این پژوهش هیچگونه حمایت مالی اختصاصی از سوی سازمانهای تأمینکننده بودجه در بخشهای دولتی، تجاری یا غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
صفورا قاسمی: مفهومپردازی، روششناسی، تحلیل دادهها، نظارت، نگارش پیشنویس اولیه، بازبینی و ویرایش متن.
امیرحسین نجیمی: انجام پژوهش، مدیریت اجرایی پروژه، بازبینی و ویرایش متن.
مسعود گلپایگانی: نظارت، بازبینی و ویرایش متن.
تمامی نویسندگان نسخه نهایی مقاله را مطالعه و تأیید کردند.
تعارض
نویسندگان اعلام میکنند که در ارتباط با انتشار این مقاله هیچگونه تعارض منافعی وجود ندارد.